همه‌ی نوشته‌های پ تیموری

آیا عشق بعد از ازدواج کم می شود؟

عشق با دوست داشتن فرق دارد. عشق درواقع اشتیاقی شدید است که دو نفر را به‌سوی هم می‌کشد لذا اگر دقت کرده باشید دو نفر که عاشق یکدیگر هستند، لحظه‌شماری می‌کنند تا با یکدیگر ازدواج کنند یا دونفری که در دوران نامزدی به سر می‌برند دوست دارند که هر چه زودتر زندگی مشترک شان را شروع کنند؛ به قولی آنها طاقت دوری از همدیگر را ندارند و احساس می‌کنند عشق زیادی بینشان وجود دارد.

ممکن است غیرازاین هم نباشد و آن‌ها واقعاً عاشق یکدیگر باشند اما وقتی زیر یک سقف می‌روند و می‌بینند که مثل قبل آن حرارت را ندارند احساس می‌کنند که نسبت به همسرشان سرد شده‌اند و این افکار به ذهنشان می رسد که “عشق بعد از ازدواج از بین می رود”؛ درحالی‌که چنین نیست و در طول زمان علاقه کم نمی‌شود فقط تفاوت‌هایی بوجود می آید.

در زندگی مشترک و زناشویی چیزهایی به جز عشق مانند احترام متقابل، داشتن اهداف مشترک، تلاش برای سازگار شدن با خصوصیات اخلاقی همدیگر و سازگاری با اقتضائات زندگی مشترک وجود دارد که حتی از عشق نیز مهم تر است.

شما چه تصوری از ازدواج دارید؟ آیا شما تنها برای رسیدن به معشوق ازدواج می کنید؟ چه کسی را همسر آینده تان می بینید؟ حالا به آینده فکر کنید ، دو سال بعد از ازدوج این زندگی را چطور می بینید؟ آیا به نظرتان باز هم رؤیایی است؟ پنج سال بعد چطور؟ به نظرتان این عشق می تواند خوشبختی ازدواج را تضمین کند؟ شما باید درکی از دوستی های عاشقانه و تفاوت آن با زندگی مشترک داشته باشید…

دختر و پسر قبل از ازدواج هیجان بالایی برای رسیدن به یکدیگر دارند اما به‌تدریج میزان علاقه کم نمی‌شود بلکه میزان هیجان است که کاهش پیدا می‌کند.

شما تصور کنید به ماشینی علاقه‌مندید و وقتی آن را می‌خرید تا ماه‌های اول هیجان دارید که مدام با آن رانندگی کنید اما به‌تدریج میزان علاقه‌تان کم نمی‌شود بلکه هیجانتان کم می‌شود؛ حال در یک رابطه بحث خیلی جدی‌تر از به دست آوردن یک اتومبیل است چراکه در ازدواج بحث مالک شدن مطرح نیست؛ شما وقتی اتومبیلی را به دست می‌آورید بعد از مدتی به‌عنوان متعلقات کنارش می‌گذارید و هیجان به دست آوردن چیز دیگری رادارید.

 اما رابطه ی بین زوجین پویا است و هرروز تغییر می‌کند و شما به‌اندازه‌ای که برای رسیدن به چیزی تلاش می‌کنید بیشتر به آن علاقه‌مند می‌شوید حال اگر شما به رابطه‌تان رسیدگی کنید به‌مراتب این علاقه بیشتر خواهد شد اما متأسفانه برخی از افراد وقتی دریک رابطه به هیجاناتشان پاسخ داده می‌شود، دیگر رابطه با فرد مقابل را بدیهی تصور می‌کنند و چیزهای مهم‌تر را جایگزین می‌کنند تا با آن‌ها به هیجان برسند این می‌شود که با رسیدگی نکردن به رابطه به‌تدریج اهمیت رابطه برای فرد کم می‌شود و به نظرش می‌آید که اگر طرف مقابلش باشد و نباشد فرق نمی‌کند.

آيا عشق براي موفقيت در ازدواج كافي است؟

عشق و دوست داشتن در هر رابطه‌اي براي لذت بردن بيشتر يا داشتن شور و هيجان خوب است. اما اگر بخواهيم بدانيم كه رابطه عشق با ازدواج به چه صورت است و آيا مي‌توان با داشتن عشق لزوما ازدواج موفقي هم داشت .

مي‌توانيم بگوييم كه مثلا براي موفقيت در كنكور و قبول شدن در رشته مهندسي يا معماري آيا كافي است كه فقط درس فيزيك‌مان خوب باشد تا بتوانيم در رشته مورد نظر موفق شويم؟ نه! ما بايد درس‌هاي ديگر را هم بلد باشيم.

بنابراين به همين شكل، وجود عشق هم به تنهايي تضميني براي موفقيت شما در زندگي مشترك نيست. در حقيقت عشق شرط لازم براي ازدواج است اما شرط كافي نيست.

چگونه می توان بعد از ازدواج عشق را افزایش داد؟

تقریباً همه زوج‌ها در طول زندگی زناشویی با تنش‌هایی روبرو می‌شوند و دعواهایی  را تجربه می‌کنند که این تنش ها برای هیچ‌کس خوشایند نیست. مَثل معروفی که گفته می شود “دعوا نمک زندگی است” بیانگر این است که همسران با اختلاف نظر بر سر موضوع های مختلف می توانند با گفتگو، شناخت شان را نسبت به یکدیگر افزایش دهند و با شناخت بیشتر به سازگاری و گذشت دست پیدا کنند.

راه های دیگری هم وجود دارد که بر اساس آن می توان میزان علاقه و عشق را بالا برد:

برای همسرتان وقت کافی صرف کنید

 وقت کافی زمانی است که شما بدون قید و شرط و به‌طور کامل برای همسر خود وقت صرف کنید. گوش دادن به یکدیگر، نشستن با یکدیگر، تماشای یکدیگر، لذت بردن از حضور و لذت بردن از باهم بودن؛ این‌ها را حداقل یک‌بار در هفته برای ۳۰-۶۰ دقیقه انجام دهید. برای داشتن یک گفتگوی مؤثر میتوانید مقاله مهارت های گفتگو با همسر را مطالعه کنید.

به شوهرتان پیام دیداری  و به خانمتان پیام شنیداری دهید

ازآنجایی‌که مردان با چشم عاشق می‌شوند به زیبایی و سلامت همسرشان بسیار اهمیت می‌دهند لذا زنان باید سعی کنند با انجام فعالیت‌های جسمانی بر سلامت و زیبایی خود بیفزایند تا بیشتر موردتوجه همسرشان قرار بگیرند؛ در مقابل زنان پیام‌های سمعی را بیشتر دوست دارند از شنیدن کلمه‌هایی همچون “دوستت دارم” نه‌تنها خسته نمی‌شوند بلکه روزبه‌روز بیشتر از قبل عاشقتان می‌شوند.

 پس مردان باید سعی کنند محبت نهفته در دلشان را ابراز کنند تا عشق همچنان در بینشان زنده بماند؛ چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: اگر مردی به زنش بگوید من تو را دوست دارم، این جمله هرگز از ذهن زن خارج نمی‌شود.

همسرتان را بشناسید

یکی از نکات مهم که تأثیر زیادی در افزایش عشق بین همسران دارد شناخت یکدیگر است؛ برای اینکه به شناخت دقیقی از همسرتان برسید کافی است به تفاوت‌های وجودی زن و مرد پی ببرید. شناخت تفاوت‌های زن و مرد بحث مفصلی است ، بطور مثال ابراز احساسات برخلاف عقيده عمومي، در يك رابطه دوطرفه، مردان بيشتر از زنان درگير عشق مي‌شوند از طرف ديگر، زنان بيشتر از طريق برنامه‌ريزي‌شده‌تري عاشق مي‌شوند كه تحت تاثير سير تكاملي‌شان است.

آنها بيشتر به‌دنبال شريكي هستند كه مراقب آنها بوده و قادر باشد آنها را هم ازنظر مالي و هم ازنظر عاطفي تامين كند. زنان در رابطه‌شان با طرف مقابل علاوه بر جذابيت‌هاي فيزيكي، به‌دنبال مهرباني و سخاوت نيز هستند. البته فشارهايي نيز در اجتماع وجود دارند كه باعث مي‌شوند مردان و زنان به سوي شيوه‌هاي رفتاري برنامه‌ريزي‌شده‌شان هل داده شوند.

 در اجتماع، مردان بيشتر تشويق مي‌شوند تا احساسات خود را كنترل كرده و تابع آن نباشند. شايد كنترل‌ احساسات در قرون گذشته و به‌ويژه در جنگ‌ها براي مردان خوب بوده باشد، اما در كل كنترل كردن احساسات براي شكل‌دهي يك رابطه زناشويي كار جالب و مفيدي نيست.

تصمیم گیری مردان برای ازدواج

مردی که آماده ازدواج است حتما این را می داند که ازدواج یعنی «تعهد» به یک نفر. اگر احساس می کنید مرد زندگی تان آمادگی تعهد ، شرایط و علائم وقت ازدواج را ندارد، بهتر است فکر ازدواج با او را از سرتان بیرون کنید. لطفا منتظر معجزه نباشید. اگر او نخواهد، حتی عشق شما هم نمی تواند ناگهان او را منقلب و سر به راه کند. این را نرفته نیست، چون شما تنها خانم در تاریخ نیستید که چنین خیالاتی در سر داشته است. از طرف دیگر، گول بعضی مردان را نخورید. اینکه اگر شما واقعا به آنها اعتماددارید بایدتا ته خط با آنها بروید یکی از کلک های مشهور مردانه است. کلک دیگر آنها این است: «ما همین حالا هم مال هم هستیم.» به او بفهمانید که تا زمانی که به شما تعهد رسمی نداده، شمال مال هیچکس نیستید!

مردی که آمادگی ازدواج دارد، حرف هایش بوی ازدواج و تشکیل خانواده می دهد

مردانی که برای شما آسمان و ریسمان می بافند را کنار بگذارید. مردانی که آمادگی ازدواج دارند مرتب در مورد سیاست، باشگاه بدنسازی، سفرهای خارجی، موفقیت های شغلی، موفقیت های تحصیلی در بهترین دانشگاه ها، خاطرات بچگی و اینکه چقدر آدم باهوش و با ذکاوتی بوده و هستند با شما صحبت نمی کنند. البته اشتباه نکنید، تقریبا همه مردان درباره تمام اینها صحبت می کنند اما ذهن مردان آماده ازدواج در حال حاضر فقط حول یک موضوع می چرخد: ازدواج و تشکیل خانواده.

مردانی که آمادگی ازدواج دارند معمولا درباره معیارهایشان، عوامل موثر در استحکام زندگی مشترک ، خانواده شان، اهداف و آرزوهایشان، کار و درآمدشان، فرزند، خانه، گرانی، کرایه، انتظارات، اخلاقیات و هر موضوع دیگری که به ازدواج مربوط می شود حرف می زنند. این مردان دائما در مورد «ما» فکر و صحبت می کنند. همچنین سوالات آنها از شما مشخص است: آنها درباره سبک زندگی شما، رسم و رسومات خانواده تان، دامادهای دیگر، شرایط، عقاید، مهریه، خرج و برج عروسی و (وقتی خیالشان کمی راحت شد) درباره آرزوهایتان از شما می پرسند. تیم فوتبال مورد علاقه تان را هم به این موارد اضافه کنید؛ احتمالا می خواهند بدانند در آینده سر مسابقات فوتبال دعوایتان می شود یا نه!

مردی که آمادگی ازدواج دارد، توانایی تامین زندگی خانواده را دارد چه از نظر مادی و چه از نظر روانی، مردی که می خواهد خانواده تشکیل بدهد توان و قدرت رسیدگی به یک خانواده را دارد، هر چند به ساده ترین شکل. او از قبل خودش را برای این کار آماده کرده است. ممکن است در ابتدای زندگی از کمک پدرش استفاده کند، وام بگیرد یا خودش را مجبور به کار سخت کند. این در وجود تمامی مردان جهان است، از غارنشینان گرفته تا مردان قرن ۲۱.

 مردان می خواهند از شما حمایت کنند. شاید گاهی به کمک شما هم احتیاج پیدا کنند اما خودشان قلبا این را نمی خواهند. لطفا خودتان را اسیر مردان ضعیف و وابسته نکنید. حتی کارهایی مثل عوض کردن لامپ های سوخته و شیرهای خراب، تعمیر ماشین شما یا خرید کردن برای خانه برای مردان بزرگترین لذت است. (اگر وقت کافی داشته باشند.)

 ناگفته نماند که هیچ مردی دوست ندارد با کار شبانه روزی، هزینه ولخرجی های شما را بدهد. حداقل چیزی که مرد زندگی تان در قبال این همه فداکاری (!) از شما می خواهد این است که قدر کارهایش را بدانید، شرایطش را درک کنید و در مسیر زندگی کمک حالش باشید.

 ازدواج با مردانی که عاشق خودشان هستند

این فرد یک از خودراضی به تمام معناست چون خودش را شخص بسیار مهمی می‌داند، معمولا راجع به توانایی‌هایش بسیار غلو می‌کند و خود را فردی ویژه می‌داند که فقط اشخاص بسیار مشهور و مهم قادر به درک او هستند. نیاز او به تعریف و تمجید در همه زندگی با او همراه است.

 این فرد به‌خصوص وقتی در زندگی زناشویی قرار می‌گیرد به‌ شدت این توقع را از همسرش دارد که با او به شیوه‌ای ویژه برخورد کند و تعریف تحسین و تمجید را فراموش نکند.

مرد خودپسند قادر به درک نیازهای عاطفی و احساسات همسرش نیست. او ۲ ویژگی دیگر هم دارد که در او دائمی‌ هستند و آن هم حسادت و فخرفروشی است. مرد خودپسند علاقه خاصی به‌ خودش دارد و می‌توان گفت عاشق و شیفته خودش است و همین باعث می‌شود نتواند علاقه‌مندی و عشقش را به فردی دیگر ابراز کند.

موضوعی که اینجا باید به آن دقت شود این است که کسانی که دچار این اختلال هستند، در ظاهر تلاش نمی‌کنند خودشان را بهتر از دیگران نشان دهند بلکه آن‌ها باور دارند، توان و ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی دارند که دیگران این توان و ویژگی‌ها را ندارند. این افراد از نظر دیگران متکبر و ناخوشایند جلوه می‌کنند و معمولا افراد تمایلی به برقراری ارتباط صمیمانه با آن‌ها ندارند. دریافت توجه خاص از سوی دیگران بسیار برایشان اهمیت دارد.

 حتی این‌ گونه مردان توقع دارند در محافل عمومی هم به شکل متفاوتی با او برخورد شود و احترام و توجه خاصی برای آن‌ها قائل شوند. تا جایی که اگر این فرد به فروشگاه برود توقع دارد، فروشنده او را تحویل بگیرد و به او احترام ویژه‌ای بگذارد. تا جایی که گاهی‌ اوقات سوال می‌کند «تو مرا نمی‌شناسی؟» و اگر فروشنده پاسخ منفی بدهد، تعجب کرده و او را سرزنش می‌کند‌ و شروع می‌کند به غلو کردن راجع به توانایی‌ها و دارایی‌هایش و افراد مهم و مشهوری که با آن‌ها تعامل دارد. این فرد به‌راحتی حرف شما را قطع می‌کند زیرا باورش این است که حرف‌های خودش به‌مراتب از حرف‌های شما مهم‌تر است.

شرایط و علائم وقت ازدواج

برای ازدواج مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. همچنین باید به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند و جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. افراد خواهان ازدواج باید صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه مبتنی بر تعهد تجربه کنند، بتوانند با افراد در سنین مختلف رابطه دوستانه برقرار کنند و قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.

شرایط آمادگی روحی و روانی برای ازدواج

ازدواج دائم که رابطه ای پایدار ومتعهدانه ایجاد می کند یکی از هیجان انگیزترین و مقدس ترین پدیده های موجود در زندگی فرد می باشد، پس چنین تعهد طولانی مستلزم آماده سازی خویش و رسیدن به سنی خاص برای تعامل روحی، روانی و جسمی است. فرد باید قبل ازدواج در خود تعهدی صادقانه احساس کند و برای شناخت خود و طرف مقابل صمیمانه بکوشد.

سن ازدواج به عوامل مختلفی ارتباط دارد که عبارتند از بلوغ جسمی و فکری، توانایی کسب درآمد، پیشرفت تحصیلی ، عوامل موثر در استحکام زندگی مشترک و . …، اما اعتقاد عمومی بر این است که بهترین زمان برای ازدواج بعد از بیست سالگی است، زیرا در این سن زندگی افراد از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود.

ازدواج که رابطه ای پایدار ومتعهدانه ایجاد می کند یکی از هیجان انگیزترین و مقدس ترین پدیده های موجود در زندگی فرد می باشد، پس چنین تعهد طولانی مستلزم آماده سازی خویش و رسیدن به سنی خاص برای تعامل روحی، روانی و جسمی است. فرد باید قبل ازدواج در خود تعهدی صادقانه احساس کند و برای شناخت خود و طرف مقابل صمیمانه بکوشد.

دوره آمادگی برای ازدواج دوره ای است که در آن زوجین باید به منظور درک اهداف و نگرش ها و نیز بررسی مسائل خانوادگی، اقتصادی و امیال و آرزوهای طرفین همدیگر را صادقانه و دقیق بررسی کنند. همچنین بحث و مذاکره در این دوره درباره جنبه های زندگی مشترک امری ضروری است، بنابراین، افراد باید از بلوغ فکری و سن مناسب برخوردار باشند و به مسائل مربوط به آن با جدیت نگاه کنند.

وجود بلوغ جسمی و جنسی و بلوغ عقلی و فکری از ابتدایی ترین عوامل شروع هر زندگی مشترک است. تفاوت سنی بین دختر و پسر از مسائلی است که همیشه مطرح بوده است. در حال حاضر می توان گفت میانگین سن ازدواج در سراسر جهان برای دختران از ۲۲ تا ۲۷ سالگی و برای پسران از ۲۶ سالگی به بعد می باشد. روان شناسان اختلاف سنی ۴ تا ۷ سال را پیشنهاد می کنند، ولی به صورت استثنا تفاوت های سنی هم گزارش شده که از معیارهای روان شناختی خارج بوده، ولی موفقیت آمیز بوده اند.

البته باید گفت که زن زودتر به سن بلوغ عقلی، فکری و جنسی می رسد، بنابراین پختگی روانی لازم را زودتر پیدا می کند و زودتر وارد مرحله اجتماعی شده و آماده برای ازدواج می شود. دلایل بالا نشان می دهد که فاصله سنی بین ۴ تا ۷ سال بهترین مدتی است که می توان پیشنهاد کرد. این فاصله موجب می شود که زن و شوهر از نظر عقلی، تجربی و فیزیکی و حتی هیجانات جوانی و جنسی و بالاخره در پیشرفت رفتارهای اجتماعی و اخلاقی نزدیک و هماهنگ باشند. این عوامل باعث می شوند تا سایر اختلافات فکری، کمتر امکان بروز پیدا کنند چنین زن و شوهری قادر خواهند بود که مسائل را خود بهتر حل کنند و در حقیقت زندگی خود را از این نظر بیمه کنند.

همچنین مرد که افتصاد خانواده را اداره می کند باید به قابلیتهای لازم رسیده باشد، چرا که باید از کمک مالی مستقیم خانواده صرف نظر کند، زیرا بعضی از کمک های مستقیم خانواده برای اداره زندگی به نوعی دخالت ناخواسته می انجامد که معمولا خوشایند نیست.

البته طبیعی است که زن و مرد نباید نسبت به هم فاصله سنی زیادی داشته باشند. وجود فاصله سنی فاحش سنی در ازدواجها، آسیب پذیری بیشتری نسبت به سایر عوامل در پی دارد. معمولا این گونه ازدواج ها یا محکوم به شکست هستند یا با یک عمر سوختن و ساختن همراه خواهند بود و مخصوصا در بافتهای فرهنگی جامعه ما اکثرا با عدم خوشبختی زن همراه می شود.

ازدواج کردن در کنار تولد، مرگ و فرزندآوری یکی از اتفاقات مهم در زندگی هر فرد است. به استثنای کسانی که تصمیم به ازدواج ندارند، آن دسته از افرادی که ازدواج کردن در زمره برنامه‌های مهم زندگی‌شان است و همواره در حال برنامه‌ریزی کردن برای آن هستند معمولا یک سوال ذهن‌شان را درگیر می‌کند. من آمادگی ازدواج کردن را دارم؟

۱- شما به این آگاهید که واقعا چرا می‌خواهید ازدواج کنید

شما فقط می‌خواهید ازدواج کنید که صرفا ازدواج کرده باشید یا دقیقا می‌دانید از ازدواج چه می‌خواهید و چرا می‌خواهید باقی عمرتان را با شریکی که برای خود برگزیده‌اید سپری کنید؟ یکی از نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج را دارید این است که دقیقا بدانید سبک ازدواج در ایران چیست. برای رسیدن به پاسخ این پرسش باید از خودتان سوالات سخت بپرسید و خودتان را به چالش بکشید، مثلا این‌که ازدواج با کسی که او را انتخاب کرده‌اید از نظر عاطفی و روحی چه مزایایی برای شما دارد. آیا در کنار او احساس آرامش می‌کنید و علیرغم تمام اختلاف نظر‌ها با هم خوب هستید و یک رابطه استاندارد و بدون تنش‌های مداوم دارید یا خیر. اگر هدف‌تان از ازدواج فقط رسیدن به وصال کسی است که شدیدا دوستش دارید و به سایر جنبه‌های رابطه چندان توجهی ندارید لطفا دست نگه دارید و کمی بیشتر خودتان را به چالش بکشید.

۲- برای ازدواج و زندگی مشترک برنامه ‌ریزی کنید نه برای مراسم عروسی

مراسم عروسی یک برنامه شاد و مفرح است که برگزاری آن هم خودتان و هم اطرافیان‌تان را شاد و مشعوف می‌کند. اما این مسئله می‌تواند یک دلیل محکم برای ازدواج کردن باشد؟ شما فقط می‌خواهید یک جشن عروسی بگیرید و در مرکز توجه باشید؟ جشن عروسی فقط چند ساعت طول می‌کشد، اما ازدواج بحث یک عمر زندگی است. پس نه برای یک روز بلکه برای تمام عمر برنامه‌ریزی کنید. در مورد روز‌هایی که می‌خواهید در کنار شریک زندگی سپری کنید، حتی زمانی که دیگر در مرکز توجه نیستید و همه چی به روال عادی برگشته فکر کنید.

۳- تجربه کسب کرده‌اید

طبق تحقیقات صورت گرفته بهترین سن برای ازدواج ۲۵ سالگی است. اگر چه برخی افراد در سنین بالاتر یا پایین‌تر هم به نتایج خوبی در ازدواج می‌رسند و نمی‌توان برای همه نسخه یکسانی پیچید. اما هر چه تجربه اجتماعی شما بیشتر باشد، بهتر آدم‌ها و روابط را بشناسید و اخلاق آدم‌ها را تجزیه و تحلیل کنید می‌توانید ازدواج موفق‌تری داشته باشید.

۴- رابطه شما عمیق است

یکی دیگر از نشانه‌های که می‌گویند شما آمادگی و شرایط ازدواج را دارید عمق رابطه شما با کسی است که به عنوان شریک زندگی انتخاب کرده‌اید. شما برای ازدواج به یک رابطه عمیق نیاز دارید، عمیق‌تر از آن‌که فقط تمام وقت سرگرم باشید، به مهمانی بروید و خوش بگذرانید. شما زمانی آمادگی و شرایط ازدواج را دارید که بدانید رابطه شما حتی در شرایط ناراحت کننده و سخت هم عمیق است و این آمادگی را دارید که در مشکلات و چالش‌ها کنار هم باشید.

۵- شریک‌تان را می‌شناسید و به او اعتماد دارید

مهم نیست که چند وقت است با کسی که او را برای ازدواج انتخاب کرده‌اید هستید. مهم این است که او را کاملا بشناسید و به او اعتماد داشته باشید. یکی از نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج این است که بدون توجه با سال‌ها یا ماه‌هایی که با شریک‌تان برای شناخت بیشتر گذرانده‌اید او را خوب بشناسید و هر دو به هم اعتماد داشته باشید. عشق مهم است، اما اعتماد مهم‌تر است. اعتماد رگ حیاتی و قلب تپنده رابطه‌ای به اهمیت ازدواج است.

۶- این را می‌دانید که نمی‌توانید شریک‌تان را تغییر دهید

ازدواج نه شخصی را تغییر می‌دهد و نه شما با ازدواج کردن می‌توانید شریک زندگی‌تان را تغییر دهید. دانستن این اصل مهم و اساسی از جمله نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج است. اگر در رابطه شما یک شکاف عمیق وجود دارد ازدواج نمی‌تواند این شکاف عمیق را پرکند و از بین ببرد.

۷- اگر می‌توانید اختلافات را با هم حل و فصل کنید

یکی دیگر از مهم‌ترین نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج مهارت های گفتگو با همسر و توانایی داشتن برای حل منصفانه اختلافات است. اختلافات را مخفی نکنید و تصور نکنید که فراموش کردن همه چیز را درست می‌کند. اگر با هم مشکلات عمیق دارید تصور نکنید که با ازدواج کردن تمام مسائل حل می‌شوند. اگر در همین مرحله نمی‌توانید مشکلات‌تان را حل کنید پس در آینده هم نمی‌توانید ارتباط موثر و مفیدی با هم داشته باشید.

۸- برای دراز مدت برنامه‌ریزی کرده‌اید

یکی دیگر از نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج برنامه‌ریزی دراز مدت است. در آغاز راه یک رابطه جدید معمولا نیاز به برنامه‌ریزی دراز مدت ندارید و به قول معروف در اغلب موارد هر چه پیش آید خوش آید. اما زمانی که تصمیم می‌گیرید رابطه را وارد فاز جدی و ازدواجی کنید باید با همدیگر برای دراز مدت برنامه‌ریزی کنید.

شریک زندگی‌تان می‌خواهد برای یک سفر دور دنیا برنامه‌ریزی کند؟ شما می‌توانید مدت طولانی تنها بمانید یا می‌خواهید با او همراه شوید؟ یا مثلا طرف مقابل دوست دارید در یک یا دو سال بعد از ازدواج یا حتی بلافاصله بچه‌دار شوید. آیا شما با این مسئله مشکلی ندارید، یا اعتقاد دارید باید چند سال از ازدواج بگذرد و یا شاید هم اصلا قصد ندارید فرزندی داشته باشید و یا حتی می‌خواهید کودک بی‌سرپرستی را به فرزندی بپذیرید. در مجموع باید بدانید از زندگی چه می‌خواهید و آیا می‌توانید با شرایط و برنامه‌های طرف مقابل کنار بیایید یا خیر. منظور از برنامه‌ریزی دراز مدت هم همین است.

۹- اگر خانواده‌تان هم طرف مقابل‌تان را پسندیده‌اند و دوستش دارند

زمانی که یک رابطه عاطفی برای شما جدی و تبدیل به عشق می‌شود ممکن است تصور کنید دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد. شاید اصلا در ابتدای رابطه برای‌تان مهم نباشد که پدر یا مادرتان نامزدتان را دوست ندارند. اما در ادامه قطعا این موارد روی کیفیت زندگی شما تاثیر خواهند گذاشت. این را هم بدانید که خانواده و دوستان‌تان شما را خوب می‌شناسند و اگر با نامزدتان مشکل دارند بهتر است پای دلیل و استدلال‌های‌شان بنشینید. حتی بهتر است که نامزدتان را بیشتر به جمع فامیل و دوستان ببرید تا بهتر همدیگر را بشناسند و سوءتفاهمات احتمالی برطرف شوند.

۱۰- اگر نمی‌توانید زندگی را بدون او تصور کنید

اگر عاشق او هستید و به جز او نمی‌توانید خودتان را کنار فرد دیگری تصور کنید این یکی از نشانه‌های آمادگی و دارا بودن شرایط ازدواج است. اگر با فرد دیگری خوشحال نیستید و زمانی که با او هستید از همیشه حال‌تان بهتر است و آرامش دارید تعلل نکنید، پا پیش بگذارید و از عشق، رابطه و ازدواج‌تان لذت ببرید.

اگر با خواندن مقاله بالا به این نتیجه رسیدید که وقت ازدواج برای شما هم رسیده همین حالا در سایت همسریابی طوبی ثبت نام کنید تا شریک زندگی تان را پیدا کنید.

ترس های شایع پیش از ازدواج

ترس از ازدواج یا ازدواج هراسی چیست؟

گاموفوبیا یا ترس از ازدواج، یک واژه یونانی است و از دو بخش ((گاموس)) به معنای ازدواج و ((فوبوس)) به معنای ترسیدن و هراسیدن تشکیل شده است. گاموفوبیا برای توصیف ترس های غیرعادی از تعهد و ازدواج به کار می‌رود. گاموفوبیا می تواند نوعی اضطراب اجتماعی نیز باشد. برای چنین افرادی انتظارات اجتماعی برای ازدواج مانع بزرگی است که قادر به غلبه بر آن نمی باشند. در واقع این هراس زندگی بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اما با این حال، زنان اغلب نسبت به مردان بیشتر به گاموفوبیا مبتلا می‌شوند. گاموفوبیا چیزی بیش از ترس از تعهد است. بسیاری از کارشناسان اتفاق نظر دارند که تفاوت فاحشی بین ترس از ازدواج و ترس از تعهد وجود دارد. ممکن است فردی از ازدواج بترسد اما همچنان به رابطه خود متعهد باقی بماند. ترس از ازدواج به گونه‌ای است که حتی فرد با فکر کردن در مورد آن دچار یک حمله وحشت تمام عیار می شود و در بعضی افراد غیر قابل کنترل است.

ترس از ازدواج یکی از ترس‌های شایع، به ویژه در میان مردان است. مردان معمولاً به دلیل هراس از مقابله با خطرهای اجتماعی، مالی و شخصی ناشی از ازدواج از پذیرفتن این تعهد می‌ترسند. تا زمانی که جوانان نتوانند به نحو منطقی، شناخت کافی و همه جانبه از طرف مقابل خود کسب کنند، به راحتی نمی‌توانند تصمیم قاطعانه‌ای برای ازدواج بگیرند و ترجیح می‌دهند در همان کابوس مجردی و ترس از ازدواج به سر ببرند.

مهیا نبودن بستر مناسب جهت شناخت جوانان از یکدیگر

در این بخش به بررسی دلایل ترس از ازدواج می‌پردازیم.

فرار از احساس مسئولیت

فرار از مسئولیت به عنوان عامل مهم در ترس از ازدواج مطرح می‌شود. تفکر نادرستی است که تنها مشکلات اقتصادی زوجین را تنها عامل تعیین کننده برای فرار جوانان از مسئولیت پذیری بدانیم. زیرا در کنار مشکلات اقتصادی، زوجین با مشکلات و نیازهای دیگر از جمله عاطفی، روحی، اعتقادی و زناشویی نیز درگیر می‌باشند. پذیرش نقش مادری و خانه داری برای دختران می‌تواند باعث ایجاد ترس در آنان و عدم تمایل برای ازدواج شود.

ترس از شکست عاطفی

رخدادها و وقایع ناخواسته و اضطراب‌آوری که تصویری منفی از ازدواج در ذهن افراد ایجاد می‌کند، نیز یکی از دلایل ترس از ازدواج است. جدایی والدین در دوران کودکی، سوءاستفاده والدین، شاهد دعوا و جر و بحث والدین یا دیگر زوج‌های متاهل بودن، سابقه شکست در ازدواج، خیانت دیدن از نامزد یا همسر قبلی یا شنیدن درباره ازدواج‌های ناموفق از اتفاقاتی است که به ازدواج هراسی دامن می‌زند.

 افسردگی

ترس از تعهد و ازدواج گاهی در افسردگی ریشه دارد. شاید فردی قلباً خواستار ازدواج باشد، اما فکر پذیرفتن این تعهد او را مضطرب و هراسان کند. کمبود اعتماد به نفس، رضایت نداشتن از خود، خود را فاقد جذابیت جنسی دانستن و انواع دیگر افسردگی باعث فرار فرد از ازدواج و تعهد می‌شود.

شخصیت درونگرا و اجتنابی

برای افراد درونگرا  و کسانی که دارای شخصیت اجتنابی هستند مواجه شدن با خانواده و روابط جدید ترسناک است. این فرد همیشه برای خود خلوتی داشته که اکنون با ورود فرد جدید به زندگی این خلوت شکسته خواهدشد. برای حفظ تنهایی و خلوت خود از ازدواج سر باز می‌‌زند.

ترس از بازماندن از اهداف

گاهی ترس از ازدواج به دلیل نگرانی از بازماندن اهدافی مانند پیشرفت در تحصیلات، رشته ورزشی، شغل و… است. فرد با این تصور که با قبول مسئولیت‌های جدید بعد از ازدواج فرصت کافی برای رسیدن به اهداف خود را ندارد ازدواج را به تاخیر می‌اندازد.

ترس از صمیمیت

 یک پسر در طی بلوغ روانی و رسیدن به استقلال روانی نیازمند آن است که از مادر خود فاصله بگیرد و وابستگی‌های خود را نسبت به او به حداقل برساند تا توسط پدر و عموهایش به عنوان یک مرد پذیرفته شود. این فرآیند استقلال روانی باعث می‌شود که مردان یک حد صمیمیت برای خود تعیین کنند و به صورت ناخودآگاه خود را از تمام زنان بی نیاز بدانند.

بالا بودن هزینه‌های ازدواج

بالا بودن هزینه‌های ازدواج و طلب جهیزیه‌های سنگین از خانواده دختر، برگزاری مراسم ازدواج در تالارهای باشکوه یکی از دلایل ترس جوانان از ازدواج می‌باشد. وقتی جوان احساس می‌کند به خاطر بهره‌مند نبودن از شرایط غنی مالی نمی‌تواند هزینه‌های مراسم مجلل خانواده‌ی همسر خود را بپردازد، منصرف می‌شود.

مهریه‌های سنگین

یکی دیگر از عواملی که باعث ترس جوانان از ازدواج می‌شود، بالا بودن مهریه‌های سنگین دختران است. گروهی از خانواده‌ها بالا بودن مهریه را نمادی از لیاقت و عزت می‌دانند. این خانواده‌ها به دلیل مقید بودن به سنت مهریه‌های سنگین، شرایط دشواری برای جوانان به وجود می‌آورند. جوانان با تصور چگونگی پرداختن این مهریه‌های سنگین در آینده نسبت به ازدواج بدبین می‌شوند.

دلبستگی‌های فردی

 بعضی از پسران فکر می‌کنند که با ازدواج کردن نسبت به مادر خود بی‌توجهی کرده‌اند و آنها را نادیده گرفته‌اند. همچنین همسر آنان مانند مادرشان با آنها رفتار نخواهند کرد و باید زیر بار مسئولیت بروند به همین دلیل از ازدواج دوری می‌کنند. این وابستگی می‌تواند در دختران هم وجود داشته باشد.

ترس از تعهد

 برخی از جوانان تصور می‌کنند که در صورت ازدواج نکردن می‌توانند با افراد مختلفی رابطه داشته باشند. اما ازدواج برای آنان یک تعهد طولانی مدت به یک نفر است که مانع داشتن روابط متعدد می‌شود به همین دلیل تمایلی برای ازدواج ندارند. و یا اینکه به این موضوع فکر میکنند که ممکن است آداب همسرداری در زندگی مشترک را نتوانند درست بجا آورند.

منتظر گزینه‌های بهتر ماندن

چه دختر و چه پسر ممکن است با فردی آشنا شوند که تصور می‌کنند توانایی خوشبخت کردن آنها را تا حدودی دارد. اما با ترس از اینکه ممکن است در آینده گزینه مناسب‌تری برای آنها پیدا شود چنین افرادی را نادیده می‌گیرند و یا به آنها جواب منفی می‌دهند.

ترس از خیانت

گاهی اوقات افراد ممکن است شاهد خیانت در اطرافیان باشند و یا به آنها خیانت شده باشد. در چنین شرایطی فرد دچار وسواس فکری خواهد شد و ترس از خیانت مانع ازدواج او می‌شود. همچنین در برخی از افراد داشتن روابط دوستی با یکدیگر احساس تردید نسبت به وفاداری طرف مقابل در زندگی مشترک آینده به وجود می‌آورد.

ترس از محدود شدن پیشرفت

یک همدل و همراه خوب نه تنها باری به دوش شما نیست، بله یار لحظه های غم و شادی تان است. پس آگاه باشید که اختیار نمودن همسری که واقف به مسیرهای پیشرفت و ترقی خود و شما باشد می تواند به رشد شما کمک کند ضمن آنکه در سایه ازدواج با شکوفایی استعدادها، مسیرهای جدید برای رشد و ترقی شما ایجاد می شود.

ترس از مخالفت همسر با اشتغال زن

– اگر برای شما (دختران جوان) کار کردن در خارج از خانه و داشتن شغل، بسیار مهم است فردی را برای ازدواج انتخاب کنید که در این زمینه مشکلی نداشته باشد و با مطرح کردن این قضیه در جلسات خواستگاری خود را از این ترس رها سازید.

راه‌های مقابله با ترس از ازدواج

 راهکارهای زیر می‌تواند به شما کمک کند تا بر ترس از ازدواج غلبه کنید.

 غلبه بر ترس ناشی از تجربه شکست عاطفی

درصورتیکه در گذشته رابطه‌ای داشته‌اید اما منجر به جدایی شده است سهم خود را در شکست رابطه بررسی کنید. بعد از یافتن علت و سهم خود به دنبال یافتن راه حلی برای جلوگیری از تکرار آن باشید. برای مثال اگر رابطه قبلی شما به دلیل کم توجهی شما نسبت به طرف مقابل به شکست منجر شده است در رابطه جدید خود وقت بیشتری را با فرد مورد علاقه بگذرانید.

غلبه بر ترس از ازدواج به دلیل عدم شناخت یکدیگر

یکی از دلایل ترس عدم شناخت طرف مقابل است با مهیا کردن زمینه‌های شناخت از یکدیگر می‌توانید بر این ترس غلبه کنید. در زمان آشنایی بیندیشید تا چه حد فرد مورد نظر برای شما مناسب است. آیا با به وجود آمدن تغییرات در طی زندگی مانند تغییر در ظاهر او همچنان برای شما ارزشمند و قابل احترام است؟ چه تغییراتی در فرد مورد علاقه باعث می‌شود که دیگر برای شما قابل احترام نباشد؟ آیا روابط او با دوستانش، رفتارها و عادت‌های اخلاقی او باعث بی‌احترامی شما نسبت به او می‌شود؟ تاکنون در برخورد با اختلافات و مشکلاتی که با یکدیگر داشته‌اید چگونه رفتار کرده است؟ آیا رفتار او یک رفتار بالغانه و مورد پسند شماست؟ در صورتی که شما و فرد مقابلتان شناخت مناسبی از یکدیگر بدست آورید مثلا عادت‌های اخلاقی خوب و بد همدیگر مانند احساس حسادت، خشم، مهربانی، فداکاری و … را بدانید راحت‌تر می‌توانید به یکدیگر برای زندگی در آینده اعتماد کنید .

غلبه بر ترس ناشی از ترس از طلاق و از دست دادن فردیت

 در صورت ترس از دست دادن فردیت و ایجاد تغییرات در خود به یاد داشته باشید که چه افراد ازدواج کنند و چه نه در شرایطی باید در خود تغییراتی ایجاد کنند و زیر بار مسئولیت بروند. همچنین در صورت نگرانی از آمار طلاق بدانید آنچه که در شکست یا موفقیت ارتباط شما موثر است تلاش شما برای حفظ رابطه است نه آمار طلاق.

افکار خود را بنویسید

 نگرانی‌ها و دلایل ترس خود درمورد ازدواج را بر روی کاغذ بنویسید. با این کار می‌توانید راه حل‌هایی برای این ترس‌ها پیدا کنید. دلایلی که باعث تمایل شما به ازدواج می‌شود، ویژگی‌های طرف مقابل و اینکه چگونه می‌تواند به شما کمک کند تا به اهدافتان برسید را هم بنویسید. این کار خاصیت درمانی دارد و می‌تواند به شما کمک کند تا بر ترس از ازدواج غلبه کنید.

درباره ترس‌های خود با نامزدتان صحبت کنید

 در مورد مسائلی که باعث ایجاد ترس در شما نسبت به ازدواج شده است با طرف مقابل خود صحبت کنید. اینکار باعث افزایش مهارت ارتباطی شما با یکدیگر خواهد شد که برای بقای روابط سالم ضروری است. صحبت کردن در مورد برنامه‌های آینده، تعداد فرزندان، شغل، پول و عواملی که می‌تواند منجر به جدایی شما شود باعث می‌شود که ترس شما نسبت به ازدواج کمتر شود. این امر باعث میشود شما مهارت های گفتگو با همسر را نیز فرا بگیرید.

برنامه ریزی برای پذیرش مسئولیت‌ها

برنامه و اهداف خود را در زندگی آینده در نظر بگیرید. آیا شما آمادگی لازم برای پذیرفتن فرد دیگر و مسئولیت‌های او را در زندگی دارید؟ چه برنامه و راهکاری برای تامین مسائل مالی و برطرف کردن سایر نیازهای طرف مقابل در زندگی خود دارید؟ شما و همسرتان در آینده چه مسئولیت‌هایی را باید به عهده بگیرید؟ با یافتن پاسخی برای سوالاتی مانند سوالات بالا شما تصوری از آینده خود بعد از ازدواج خواهید داشت و با صحبت در مورد اهداف و برنامه‌های خود با طرف مقابلتان و همچنین آگاه شدن از برنامه‌های او می‌توانید راحت‌تر با مسئله ازدواج و ترس از مسئولیت‌های آن کنار بیایید.

صحبت با پدر و مادر

 اگر در ارتباط با ترس‌های خود با پدر و مادر خود صحبت کنید آنها نیز به شما خواهند گفت که همچون شما ترس‌هایی را تجربه کرده‌اند و تجربه خود را در این زمینه در اختیار شما قرار خواهند داد همچنین صحبت کردن با افرادی که ازدواج موفق داشته‌اند ترس شما را نسبت به ازدواج کاهش می‌دهد.

آداب همسرداری در زندگی

وقتی زن و مرد به ازدواج دائم یکدیگر در آمدند خداوند محبت آن دو را به دل یکدیگر می‏ اندازد . گویی یک روح در دو بدن می‏ شوند .  از این پس، برای گرم‏ تر کردن کانون خانواده به نکات فراوانی می‏ بایست توجه شود . از جمله آن‏ ها ایثار و از خودگذشتگی است. به این معنا که برای تامین و تداوم سعادت خانواده، دیگری را بر خود مقدم داشته، برخی از حقوق خود را نادیده بگیرد .

یکی از عوامل شادابی و تکامل همسرداری تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است . البته،  تعیین این مسؤولیت‏ ها بنا بر شایستگی ‏ها و توانمندی ‏هایی است که خداوند در انسان به ودیعه نهاده است . با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط خانواده سعادت می‏ آفریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار نیست ‏باز می‏دارد .

اسلام زن را هدیه الهی می داند که مکمل مرد است و این دو با هم می توانند کمال خود و جامعه را رقم زنند. بهترین مردان هم کسی است که برای همسر خود بهترین باشد” خیرکم خیرکم لنسائه” …. بازنده دعوا بین زن و مرد، همه ما انسانهاییم و برنده اش ابلیس که دشمن آشکار ماست و نابودی انسانها و سوء عاقبتشان میل و قصد اوست.

 راه سعادت واقعی در زندگی،  ارتباط شرعی و ازدواج دائم است و حفظ زندگی نیاز به کار و تلاش دارد. مگر می شود گل را بدون رسیدگی و تلاش در گلدان سالم نگاه داشت؟ برخی روابط نامشروع در حال رواج وشیوع است، همه ما باید برای خودمان وخانواده مان نگران باشیم چون کشتی جامعه که سوراخ شد همه با هم غرق می شویم.

در ادامه  به آئین همسرداری و  وظایف متقابل زن و شوهر یعنی وظایفی که بر عهده هر دو نفر است می پردازیم .

تکیه بر خوبی ها

وقتی شوهر کاری انجام می دهد ممکن است آن کار ناقص باشد و یا یک کمبودهائی داشته باشد. در این جا زن باید آن قسمت خوبش را و آن خدمتی که شوهر کرده است بگوید، نه آن قسمتی را که نتوانسته انجام بدهد.


همین طور وقتی که زن یک کاری را انجام داده است، مرد باید آن قسمتی را که زن توانسته انجام دهد ببیند، نه آن قسمتی را که نتوانسته است. این ضرب المثلی را که می گویند اگر یک لیوانی که دو سوّمش آب است و یک سوّمش خالی است، شما هم می توانید بگوئید که دو سوّمش آب است، هم می توانید بگوئید یک سوّمش خالی است، یک حقیقت است. امّا توجه کنید اگر بگوئید یک سومّش خالی است بدی را دیده اید ، و اگر بگوئید دو سوّمش آب است در این صورت خوبی را دیده اید.

مشورت کردن

در برنامه‏ ریزى براى انجام فعالیت‏ هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و غیره با یکدیگر مشورت کنید و در هر فرصت ممکن با همسر و اعضاى خانواده ‏تان، ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید زیرا خانم ها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت می برند، بنابراین مردان باید به سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند. در زندگی مشترک تنها تصمیم نگیرید و در کنار یکدیگر شرایط را سنجیده و با هم تصمیم گیری کنید.

لبخند دائم بر لب داشتن

در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان (و ترجیحا با بوسه) استقبال کنید و البته موفع رفتن هم با لبخند بدرقه اش کنید. از خوابتون بزنید و نگذارید مرد بدون صبحانه و بدرقه و لبخند و بوسه برود. کاری کنید مرد روحش بطرف شما و خانه پر بکشد، مرد را از خانه فراری نکنید.  خانه باید مأمن ومسکن و ملجأ مرد باشد. یعنی محل احساس امنیت و آرامش و آسایش و پناه مرد باشد. البته برنده باز هم شمایید، اگرخانه اینطور باشد مرد فدایی شما می شود. برخی دریغ از لبخند دارند شما نداشته باشید. زنها که مظهر “قلب” هستند باید لطافت و محبت و عشق را به خانه و جامعه پمپاژ کنند اینطوری قلب مرد را تسخیر می کنند .

ارضای غریزه جنسی

از آموزه های دینی به دست می آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است.
نکته ای در اینجا باید بر آن تأکید کرد این است که در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسی غریزی نیست و بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است.

 به همین دلیل یکی از آموزه های ضروری برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم دارند ازدواج دائم کنند این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند. این دانستنی ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه های مختلف همبستر شدن،  آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده،  آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن،  خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال های جنسی که در صورت وقوع، سریعا برای معالجه اقدام کنند و صدها نکته ریز و درشت که بیان آنها در این نامه مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به وبلاگ سایت های همسریابی و کتاب های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه کنید.

ازدواج زن و شوهر درآخرت

زن و شوهر بعد از مرگ هم نسبت به هم محرم هستند ، يعني اگر زني از دنيا برود ، مرد نسبت به او محرم است و همچنين بر عكس ؛ اما در آخرت و برزخ معلوم نيست كه محرميت و نامحرميت به شكل دنيايي مطرح باشد. زيرا در آن جهان تكليف به اين شكل معنا ندارد .

اما در خصوص ازدواج دائم آن ها بايد گفت :
ازدواج مخصوص دنيا نيست و در برزخ و قیامت هم وجود دارد. بلكه بالاترين لذت بهشتيان ازدواج با همسران بهشتی است ؛ اما در خصوص ازدواج زن و شوهر در بهشت ، اين امر شدني است. اما شروطي دارد :

·        بهشتی بودن هر دو

اولاً هر دو اهل بهشت باشد. به علاوه هريك تمايل به همسر داشته باشد و مانعي هم نباشد .
اما اينکه از اهل بهشت باشد، به دليل اينکه اهل بهشت با اهل جهنم قابل جمع نيستند . اصلاً تمايل به اختيار همسر جهنمي در فرد بهشتي ايجاد نمي‌شود. آخرت سراي ظهور باطن افراد است . اگر فردي اهليت بهشت را نداشته باشد، باطن او بر اهل بهشت آشکار است . زيبائي‌ها و جذابيت هاي ظاهري که در دنيا باعث علاقه در دنيا شده بود،با پديدار شدن باطن زشت فرد ، باعث مي شود كه اصلاً تمايلي نسبت به او در شخص بهشتي ايجاد نشود.


·        تمایل داشتن به ازدواج مجدد

اما در صورتي که زن اهل بهشت بود، ولي تمايلي به اختیار آن فرد نداشت ، نيز نمي‌توان انتظار داشت که خداوند او را به اجبار در اختيار فرد خواستار او قرار دهد. زيرا لازم است ميل و خواست هر دو مورد توجه قرار گيرد. از امام صادق(ع) سؤال شد:
آيا زن و شوهر مؤمن که وارد بهشت مي شوند، با هم ازدواج دائم مي کنند؟ حضرت فرمود: خداوند عادل است. اگر مرد از زنش افضل باشد، اختيار با مرد است که زنش را بپذيرد يا نه. اگر پذيرفت، يکي از زنانش مي‌شود. اگر زن از شوهرش افضل باشد، اختيار با اوست. اگر پذيرفت ،همان شوهرش مي شود. 


از اين روايت استفاده مي شود که خداوند به ميل آن ها توجه دارد . اگر هر کدام ميل به ديگري نداشت، خدا او را مجبور نخواهد کرد.
در صورتي كه تمايل دو طرف در بهشت وجود داشته باشد و مانعي هم از مانند اختلاف جايگاه دو نفر نباشد ،خداوند آن ها را به همسري هم در مي آورد ، زيرا خداوند در قرآن در وصف بهشت مي فرمايد:
جنات عدن يدخلونها تجري من تحتها الانهار له فيها ما يشاؤُن کذلک يجزي الله المتّقين .

 به بهشت‌هاي جاويدان داخل مي شوند. در آن جوي‌هاي روان است. هر چه بخواهند برايشان مهيّا است. خدا پرهيزگاران را چنين پاداش مي دهد

بر اين اساس ازدواج با همسر دنيايي به اختيار خود بهشتيان است . اگر مايل به ازدواج با ديگري بودند، خداوند مانع از اين تمايل نمي شود ؛ البته نبايد از ياد برد كه وضعيت ظاهري و باطني بهشتيان در بهشت آن قدر متفاوت و پر از شكوه و عظمت و زيبايي است كه زيباترين و كامل ترين حوريان بهشتي در برابر بهشتيان جلوه اي ندارند ؛ از اين رو به دليل ويژگي هاي خاص عالم ملكوت، خواسته انسان در بهشت متفاوت با خواسته هاي دنيايي است .


چه بسا چيزهايي را در دنيا آرزو مي كند. اما در بهشت که تمام حقايق آشکار مي شود ، خواسته هايش متفاوت مي شود ؛ اصولا بهشتيان که به بالاترين مراتب کمال نائل شده اند ، خواسته هاي شان نيز کامل مي شود . در هر حال هرچند توصيف اوضاع خاص بهشت و بهشتيان چندان آسان نيست ، اما بر اساس آیات و روايات تا آن جا كه ميل و شوق آن ها به امري باشد ،خداوند از فراهم آوردن آن دريغ نمي ورزد .

در آیات و روایات مواردی بسیار اندکی از نحوه زندگی در آخرت بیان شده است و جزئیات زندگی انسان پس از مرگ در آخرت به طور کامل برای کسی جز حضرات معصومین (ع)روشن نیست، اما مسلم است که پیوند زناشویی بین مرد و زن و تعهدات آن مربوط به همین عالم دنیا است و زنانی که در دنیا همسر داشته اند ملزم نیستند که در آخرت هم با همان شخص زندگی کنند؛ چون عقد زناشویی آنان مربوط به همین زندگی دنیایی آنها است و در آخرت هر کسی در گرو عمل خود است و باید جواب گوی اعمال خود باشد.

اگرچه در برخی روایات آمده است که “در آخرت خداوند زنان مؤمن را به صورت حورالعین در می آورد و با همسران صالح خود در بهشت نیز زندگی می کنند”  اما این بدان معنی نیست که زنان مؤمن مجبور باشند در آخرت نیز با همسران دنیایی خود زندگی کنند. بله اگر خود بخواهند می توانند با آنان زندگی کنند. همچنین در تفسیر مجمع البیان آمده :” ممکن است مراد از زنانی که در بهشت نصیب مؤمنین می شود، همین زنان دنیایی آنها باشد که در آخرت به صورت حورالعین در می آیند و با همسران خود در بهشت زندگی می کنند.”

اما برای زنانی که در این دنیا بی شوهر بوده اند و یا زنانی که شوهرشان اهل جهنم است نظیر آسیه همسر فرعون، در بهشت همه چیز فراهم است و هرگونه لذت از جمله همسران صالح بهشتی در اختیار آنان قرار می گیرد؛ زیرا در قرآن کریم آمده است: “در بهشت آن چه دل می خواهد و چشم از آن لذت می برد موجود است.  این آیه همه نوع لذت ها از جمله همسران صالح بهشتی را شامل می شود. در آیه دیگر به خصوص همسران بهشتی تصریح شده و می فرماید: “برای بهشتیان در آن جا همسران پاک و پاکیزه است. از مجموع این آیات بخوبی به دست می آید که زنان بهشتی همانند مردان بهشتی از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله از لذت زندگی با همسر صالح بهشتی و دل خواه.

قرآن کریم در بعضی از آیات “حور العین” را به عنوان همسران بهشتی معرفی کرده چنان چه می فرماید: “ما آنها را با حورالعین تزویج می کنیم.” این آیات زنان و مردان بهشتی را شامل می شود؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که این وعده های الهی اختصاص به مردان داشته باشد، بخصوص آن که اگر در واژه “حور” و واژه “عین” و مفهوم لغوی آنها دقت شود معلوم خواهد شد نعمت حورالعین اختصاص به مردان ندارد و نصیب زنان نیز خواهد شد.

طبیعی است که این معنایش این نیست که کسی به آنها ملحق نمی شود بلکه همچنان که مفسران گفتند: آیات قرآن صریحاً این مطلب را بیان مى‏کند که در جمع بهشتیان، پدران و همسران و فرزندان آنها که صالح بوده‏اند وارد مى‏شوند، و این در حقیقت براى تکمیل نعمت هاى الهى بر آنان است، تا هیچ کمبودى حتى از نظر فراق افراد مورد علاقه خود نداشته باشند، و از آن جا که در آن سرا که سراى نوین و متکاملى است همه چیز تازه و نو مى‏شود آنها نیز با چهره‏هاى تازه و نو و محبت و صمیمیتى داغتر و گرمتر وارد مى‏شوند، محبتى که ارزش نعمت هاى بهشتى را چند برابر مى‏کند.

گر چه در آیه ۲۳ سوره رعد تنها پدران و فرزندان و همسران ذکر شده‏اند، ولى در واقع همه بستگان در این جمع، جمعند، چرا که حضور فرزندان و پدران بدون حضور برادران و خواهران و حتى سایر بستگان ممکن نیست، و این مطلب با کمى دقت روشن مى‏شود، زیرا هر گاه کسى بهشتى باشد پدر صالح او نیز به او ملحق مى‏شود، و از آنجا که پدر صالح بهشتى است، همه فرزندانش به او مى‏پیوندند و به این ترتیب برادران به هم ملحق مى‏شوند  و با همین محاسبه سایر بستگان نیز در آن جمع حضور خواهند داشت.

شما نیز با عضویت در سایت همسریابی طوبی با انتخاب صحیح میتوانید همسر بهشتی انتخاب کنید.

دوستی های عاشقانه و تفاوت آن با زندگی مشترک

بسیاری از انتخاب ها در امر ازدواج برای دختر یا پسر در جامعه امروزی به نوعی با دوستی قبل از ازدواح آغاز می شود یعنی دختر و پسر وقتی را برای آشنایی خود و دیگران می گذارند تا تفاوت ها و شباهت های یکدیگر را بسنجند و در نهایت یک تصمیم نهایی برای این که آیا می خواهند یک زوجین را تشکیل دهند یا خیر.این مطلب تا حدودی اشکالی ندارد اما مشکل اینجاست که هنوز جوانان درک نکرده اند که زندگی مشترک هم به زیبایی همین رابطه ی دوستانه عاشقانه بین فرد نیست.

بسیاری از جوانان تصور میکنند که زندگی مشترک و شرایط به وجود آمده در زمان ازدواج دائم مانند شرایطی است که در زمان دوستی و یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوجها باعث شده است تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند، درحالی که دنیای دوستی و نامزدی نیای بسیار متفاوتی از زندگی مشترک می باشد.

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل ها می باشد در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است. دنیای که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و میتوان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.

دنیای دوستی سراسر شیرینی، امید و شرایط مطلوب است، اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار تو هست، برای با تو بودن به اندازه کافی وقت دارد و تنها به تو می اندیشد و به خواسته هایت تن در میدهد و زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو میخواهی و تنها به فکر توست و برای سعادت و خوشنودیت تلاش میکند.

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می کردی، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی، و احساس می کردی که گذشته و حالت از آن خودت می باشد و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدیدنظر کنی. همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی میگذشتی چون باورداشتی که این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت.

اما همین که وارد زندگی مشترک می شوی شرایط کاملا تغییر میکند، اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن نیست، اینجا صحبت از یک عمر زندگی است، اینجا خوبی و بدی،شیرینی و تلخی ها و زشتی ها و قشنگی ها درکنار همدیگر است. در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکل ایده آلی به تو ارایه می کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

بهتر نیست به جای روی بردن به دوستی ها، در سایت همسریابی طوبی با تطبیق دادن روحیات تان به دنبال همسر ایده آل خود باشید.

دنیای دوستی، دنیای نیازهای عاطفی و نیازهای غریضی است. در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و دوستدار خود باشی. اینجا رفع نیازهایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می باشد، بنابراین خود را برای برآورده شدن نیازهای عاطفی یا دیگر نیازهای غریضی آماده میکنی.

در دنیای دوستی بین دختر و پسر نیاز های عاطفی و غریضی انسان در اولویت قرار می گیرند. پس حتما برای رسیدن به این آرزو ها باید مطلوب  دوست خود باشید تا برای رفع نیاز های اولیه شما اقدام شود.اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می گیرند.ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می دهند.اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.

تقریبا همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند.او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم.


در ازدواج دائم در یک فضای کاملا منطقی قرار میگیریم و معشوق خود را با تمام واقعیت هایی که وجود دارد باید بپذیریم.در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است.

مهارت های گفتگو با همسر

یکی از معضلات اصلی گفتگوهای زوجین بعد از ازدواج دائم این است که پیامی که فرد قصد انتقال آن را دارد لزوما همان پیامی نیست که ارسال می‌کند و پیام دریافت شده لزوما همان پیامی نیست که ارسال می‌شود. برای مثال مردی قصد دارد به همسرش بگوید دوستش دارد. صبح که در حال بیرون رفتن از منزل است، متوجه خاک روی میز می‌شود. به ذهنش می‌رسد به جای اینکه او را بیدار کند، روی میز یک قلب بکشد. پس به جای گفتن دوستت دارم یک قلب می‌کشد. همسرش بعد از دیدن آن فکر می‌کند که همسرش در حال اعتراض نسبت به کثیفی منزل است!

مواردی مثل مورد بالا پیش می‌آید که شاهد تعارض یا برداشت اشتباه از یک پیام هستیم. در این شرایط تنها یک طرف مقصر نیست. هر دو طرف در فرستان و دریافت کردن اطلاعات خطا انجام داده‌اند. نکته مهمی که باید به آن توجه کنید این است که پیام فرستاده شده تنها به شکل کلامی نیست، بلکه جنبه‌های غیر کلامی بخش بزرگی از یک گفتگو را شکل می‌دهند.

این جنبه‌های غیرکلامی شدیدا محتوای کلام را تغییر می‌دهند. برای مثال اگر فردی به شما بگوید دوستتان دارد در حالیکه پوزخندی بر لب دارد، شما محتوای کلام او را برعکس برداشت می‌کنید. در حالیکه اگر فردی که این جمله را بیان می‌کند به چشمان شما محبت آمیز نگاه کند، شما این جمله را باور خواهید کرد.

بهبود گفتگو با همسر

برای داشتن یک گفتگوی مؤثر بهترین زمان برای موضوع مورد نظرتان را مشخص کنید. در مورد تعارضات و موضوعات حساس حتما از سبک گفتگوی جراتمندانه استفاده کنید. همسریابی  و ازدواج دائم مانند تمامی ارتباطات انسانی بر پایه یک قرارداد اجتماعی است. در این قرارداد شما نیاز دارید مواضع روشن، خواست‌های روشن و ساختار روشنی داشته باشید. در هنگام گفتگو قوانین زیر به شما کمک خواهد کرد:

قوانین مرتبط با گوینده

  • هنگام گفتگو زمان مناسب برای گفتگو را انتخاب کنید.
  • در طی گفتگو تماس چشمی با همسرتان را فراموش نکنید.
  • از جملات مثبت استفاده کنید که با کلمه من شروع می‌شود. از طرف خودتان صحبت کنید نه از طرف هرکس دیگری.
  • از لحن، تن صدا، زبان بدن مناسب با محتوا بهره ببرید.

قوانین مرتبط با شنونده

  • وقتی که شنونده هستید، فقط شنونده باشید. به صحبت‌های همسرتان کامل گوش دهید.
  • برای اینکه همسرتان متوجه شود که شما به او توجه می‌کنید می‌توانید هنگام صحبت، او را تایید کنید. شیوه‌های غیر کلامی مثل تکان دادن سر و شیوه‌های کلامی مثل اوهوم، بله و سایر کلمات مشابه، کمک کننده هستند.
  • حرف‌های همسرتان را خلاصه کنید. این کار کمک می‌کند که متوجه شوید درست فهمیده اید یا خیر. همینطور همسرتان متوجه می‌شود به حرف هایش گوش می‌کرده اید.
  • سوال بپرسید. سوال پرسیدن روند گفتگو را تسهیل می‌کند. البته سوال‌هایی بپرسید که به روشن شدن مسئله کمک کند نه اینکه شما را از مسیر گفتگو منحرف کند.
  • همسرتان را دعوت کنید تا جزئیات و احساساتش را برایتان بگوید، به او همدلی نشان دهید.

تعادل در گفتگو

گفتگو مانند يک خيابان دو طرفه است پس سعي در يک طرفه نمودن آن نکنيد. چنانچه هر يک از زوجين بخواهند صرفاً گوينده يا صرفاً شنونده باشند اصل گفتگو دچار مشکل مي‌شود.

يکي از مسائل مهم اين است که هرگز صحبت طرف مقابل را قطع نکنيد. منتظر شويد تا حرفش تمام شود سپس شما صحبت کنيد؛ و زماني که يکي از شما احساس مي‌کند که مدام در حال صحبت است و به عبارتي پر حرفي مي‌کند بهتر است خودش مکثي کند تا طرف مقابل نيز فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر پيدا کند. وقتي هر دو طرف در گفتگو شرکت کنند برايشان لذت بخش تر خواهد بود.

هرگز سعي نکنيد که وقتي مشغول کاري هستيد به صحبت‌هاي همسرتان گوش دهيد. زيرا ارتباط چشمي يکي از عوامل مهم در برقراري ارتباط موثر است. وقتي همسرتان مي‌خواهد با شما صحبت کند و شما کاري را که مشغول آن بوده‌ايد کنار مي‌گذاريد و به صحبت‌هايش گوش مي‌دهيد در واقع به وي پيام مي‌دهيد که او برايتان مهم است و اين امر به صميميت ميان شما کمک مي‌کند.

اگر هم بسيار مشغول هستيد حداقل مي‌توانيد در طول هفته زماني را فقط به همسرتان اختصاص دهيد تا راجع به مسائل‌تان با يکديگر گفتگو نماييد. اين زمان اگر به طور موثر اعمال شود حتي مي‌تواند چندین دقيقه درهفته باشد تا تأثير مناسب بگذارد.

شما می توانید با ثبت نام در سایت همسریابی طوبی ، شخص دلخواه خود را برای آینده انتخاب کنید و با ایشان وارد گفتگو شوید.

دخالت اطرافیان در زندگی مشترک

زندگي مشترك يك رابطه دوطرفه بوده و تصميم‌گيري برعهده هردو آنها ست واجازه دخالت دادن به ديگران در ورود به حريم خصوصي زندگي زناشويي علی الخصوص ازدواج دائم، امري اشتباه است. زماني كه مرز بندي صحيح و به موقع از طرف زوجين نباشد، باعث بروز دخالت هاي والدين و ديگران در زندگي مشترك مي‌شود. زندگي مشترك زوجين بعد از ازدواج دائم بايد داراي مرز زناشويي مشخص باشد تا از اين طريق از زندگي خود محافظت كنند. زماني كه زوجين بدون هيچ محدوديتي تمام اطلاعات و مسائل زندگي مشترك شان را به والدين خود انتقال مي دهند، نشانگر اين است كه آن ها هيچ گونه حريم شخصي در زندگي براي خود قائل نيستند.

نابسمانی و از هم گسیختگی کانون خانواده به عنوان اصیل ترین و مقدس ترین نهاد اجتماعی، یکی از مسایل نگران کننده جامعه امروز است یکی از عوامل مهم در بروز مشکلات در زندگی زوج های جوان دخالت کردن والدین در مسایل و مشکلات خانواده آنهاست. این در حالی است که دخالت ها نه تنها در حل مشکلات تاثیرگذار نیست، بلکه آتش اختلالات را شعله ورتر می کند و حتی در برخی مواقع یک مساله به حدی پیچیده و وخیم می شود که طلاق و جدایی را به دنبال دارد در اصل دخالت والدین همیشه با نیت خیرخواهی و با هدف سعادت و خوشبختی فرزند خود انجام می شود.

برخی از مهم ترین علل دخالت خانواده همسر عبارتند از:

  • وجود اختلاف و درگیری
  • مردسالاری و نقش پررنگ بزرگ ترها در خانواده
  • عدم اعتماد به مهارت های مدیریت زندگی
  • فاش کردن اسرار زندگی زناشویی
  • عدم آشنایی زوج های جوان با مهارت های مدیریت زندگی و درخواست خود آنان
  • وابستگی عاطفی به والدین
  • نداشتن استقلال مالی
  • زندگی در کنار خانواده همسر

از جمله مشکلاتی که گاهی وجود دارد، تمایز نایافتگی فرد است. گاهی اوقات مرد یا زن استقلال کافی از خانواده اصلی خود پیدا نکرده‌اند و چون استقلال کافی ندارند، در همه موارد به پدر و مادر خودشان پناه می‌آورند، در همۀ مسائل مالی، خانوادگی و… از آن‌ها درخواست کمک می‌کنند که این زمینه دخالت‌ها را فراهم می‌کند.


اگر بنده به استقلال همسرم کمک کنم، برای همسرم ارزش قائل شوم، به دنبال تقویت اعتماد به نفس او باشم، مهارت تصمیم‌گیری فردی را در او تقویت کنم و به تصمیم‌های او احترام بگذارم؛ در این صورت کمتر به خانواده اصلی خود متکی خواهم شد و رفته رفته استقلال خود را پیدا خواهم کرد.

متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها فرق حمایت و دخالت را نمی‌دانند و به خود اجازه می‌دهند هرگونه محبت، مهربانی و دلسوزی که به نظر خودشان واقعی و به جا و ضروری است را به زبان بیاورند و نشان دهند. چنین والدینی حتی توقع دارند که در قبال این دلسوزی‌ها و مهربانی‌ها باید مورد قدردانی هم قرار گیرند! از طرفی بایدها و توقعات و انتظارات زیادی در بستر برخی خانواده‌ها وجود دارد که باعث بروز مشکلات زوج‌های جوان می‌شود.

بدون شک اگر زوجین با هم ارتباط صمیمانه بیشتری داشته باشند و به یکدیگر بیشتر نزدیک شوند، افراد دیگر کمتر می‌توانند بین آنها نفوذ کنند.بنابراین باید راه‌های ایجاد صمیمیت بیشتر را یاد بگیرند و به جای اینکه قصد کنند خانواده را به عنوان یک حریف ببینند که بخواهند از میدان به در کنند باید این‌طور نگاه کنند که خانواده جایگاه خود را دارد، من باید کاری کنم و رفتاری داشته باشم سرشار از صمیمیت تا جایگاه خودم را بالاتر از جایگاه خانواده ارتقا دهم. در این صورت نیازی به جنگ و مبارزه نیست بلکه فقط باید تلاش کنیم که جایگاه خود را با رفتار درست تثبیت کنیم. خانواده هم در مقام خود باقی است. برای رسیدن به این مرحله از رشد افراد می‌توانند روی افکار و شناخت‌های خود کار و آموزش‌های لازم را کسب کنند. این آموزش‌ها نیز در راستای ایجاد صمیمیت بیشتر زوجین نقش دارد.

زوجینی که از دخالت خانواده‌های خود رنج می‌برند، نباید رابطه با خانواده اصلی را کم کنند بلکه باید زمان رابطه را مدیریت و زمان حضور در خانواده پدر و مادر را کم کنند؛ بدین معنا که تعداد و دفعات رابطه را بیشتر اما، زمان رابطه را محدود و کم کنند. به جای ماندن یکی دو شبانه روز در خانواده والدین، در هفته می‌توانند چندبار بروند و برگردند. این باعث می‌شود که مقدار زیادی زمینۀ دخالت کمتر شود.

دخالت های خانواده همسر شما بیشتر در چه موردی است؟ این دخالت ها تا چه حد روی زندگی و رابطه شما با همسرتان تاثیر داشته است؟ چه کسی را در این دخالت مقصر می دانید؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

عوامل موثر در استحکام زندگی مشترک

بدون تردید ازدواج دائم بزرگترین و مهمترین حادثة زندگی هر انسانی است، که موفقیت یا شکست در آن، برای هر یک از زوجین سرنوشت ساز خواهد بود. بنابراین، بر هر دختر و پسری لازم است که قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر اطلاعات کافی کسب کنند و سپس اقدام نمایند. از اینرو انتخاب همسر کار مهم و سرنوشت سازی است که نیاز به اطلاعات کافی دارد و نمی‌توان و نباید آن را سهل و آسان پنداشت و نسبت به آن غفلت ورزید.

در انتخاب همسر باید معیارهایی را در نظر داشت تا بر اساس آنها بتوان فرد بهتر و مناسبتری را از طریق سایت همسریابی طوبی برگزید.  در این مقاله چند مورد از این معیارها را عنوان کرده ایم.

تناسب سنی

بعضی از متخصصین حوزه خانواده اعم از روانشناس و جامعه شناس، همسن بودن یا نهایتا یکی دو سال تفاوت سنی را جایز می‌دانند و بر این باورند که زندگی زناشویی مستحکم‌تر خواهد شد. زیرا، زن و مرد از یک دنیای فکری و احساسی مختص سن خود برخوردار خواهند بود و زبان همدیگر را بهتر متوجه می‌شوند، لذا، می‌توانند ارتباط بهتری با یکدیگر برقرار کنند.

بعضی دیگر، بر این باورند که چون زنها زودتر از مردان به بلوغ فکری و جسمی می‌رسند، لذا مسن‌تر بودن مرد بیش از ۷ سال را نسبت به زن مناسب می‌دانند و معتقدند که مردانی که مسن‌تر از زنان هستند، در زندگی مسئولیت پذیرتر بوده و جدی‌تر با زندگی زناشویی برخورد داشته، در نتیجه، رضایت زناشویی افزایش خواهد یافت. اما نمی‌توان برای همه افراد جامعه نسخه واحدی پیچید، زیرا انسان‌ها متفاوت هستند.

تناسب فرهنگی

نکته دیگری که در رضایت از زندگی مشترک نقش چشمگیری دارد‌، هماهنگی و نزدیکی فرهنگی یا سرمایه فرهنگی زن با مرد است که این مشخصه نیز امری اکتسابی است و با توجه به اینکه خانواده اولین آموزشگاه هر انسانی است‌، این امر نیز در خانواده و توسط خانواده شکل گرفته و ساخته می‌شود. بدین جهت‌، والدین در این زمینه نیز وظیفه مهمی را در ساختن چگونگی آن و انتخاب همسر آینده فرزند خود اعم از پسر یا دختر دارند که تفاوت فاحش و متضاد با فرهنگ فرزندشان نباشد.

سلامت جسمی

زن و مرد باید دوره‌های مباشرت خود را که اغلب از سوی زن تعیین می‌شود بتدریج منظم کنند تا جاذبه و گرمی این روابط باقی روز‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مردان باید بدانند که دوره‌هایی در زندگی زن وجود دارد که طی آن زن از هر حیث خودش نیست. در حوالی این دوره زن فوق‌العاده به عصبانیت، حساسیت و ترشرویی گرایش دارد. دست کم در چنین اوقاتی مرد باید ملاحظه حال زن را بنماید و سعی کند با زن توأم با درک و محبت و احترام برخورد کند و مطمئن باشد بازتاب یک محبت واقعی به زن، دریافت هزاران محبت است.

اعتقادات مذهبی

بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد که تعهدات مذهبی و موفقیتهای زناشویی با هم، همبستگی فراوان دارند. از یک دین بودن برای ازدواج مهم است زیرا وقتی زن و شوهر به دین و مذهب واحدی متکی باشند، از سنتها و آداب و رسوم مشابهی پیروی خواهند کرد و این امر در پایداری و دوام زندگی زناشوئی آنها تأثیر بسزائی خواهد داشت.

اصولاً عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون خانوادگی اهمیت دارد که متخصصین علوم تربیتی و روانپزشکی ازدواج افراد از مذاهب مختلف را غیر عاقلانه می‌دانند بخصوص اگر زن و مرد هر دو به عقاید مذهبی خود ایمان کامل داشته و انعطاف ناپذیر باشند. ثابت شده است اعتقادات، و نگرشهای زن و مرد اکثراً پس از ازدواج ادامه می‌یابد و حتی اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند مثلاً یکی از آنها متعصب و به اصطلاح معتقد به اصول و فروع دین بوده و دیگری بی‌اعتقاد به موازین فوق باشد باز هم منجر به اختلافات عدیده شده و مسائل دیگر زندگی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

بنابراین برای این‌که بتوانید از روابط زناشوییتان محافظت کنید باید یک عاشق ملاحظه کار باشید. این ملاحظات بیش از هزار راه قانونی، پیوند زناشوییتان را محکم نگه می‌دارد. با عضویت در سایت همسریابی طوبی با انتخاب همسر مطابق معیارهایتان، وارد پیوند مقدس ازدواج دائم شوید.