بایگانی دسته: نکته ها

راههایی برای یک زن موفق بودن

همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

۲) همسر خود را به چشم یک شی مسوول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

۳) جنبه یا بخش هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.

۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید اگر حرف ها و گفته های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی اعتمادی در زندگی خود می کارید
 
۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می کند و راز دلش را با شما در میان می گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی رحمانه است.

۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.
 
۷) او را به درک نکردن، عدم صمیمیت و بی احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می دهد.

۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سوال کرده و دیدگاه های واقعی وی را نسبت به خود و زندگیتان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می دهد بدون انتقاد و جبهه گیری بپذیرید.

۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند به دقت به حرف های او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته های اوعدم علاقه شما را نشان می دهد. 

۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوه خود ابراز محبت می کند. 

۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج تان، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید. 

۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید. 

۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته رازمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی اوبرای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.

۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش تان می شود. بنابراین سعی می کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.

۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را با عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مساله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی نهایت خودخواه و ناسپاس است. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.

۱۶) اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید. این مساله مشکل شماست شخصا روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان شناس کمک بخواهید.

۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.

۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسوول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسوولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد. 

۱۹) او را به دوست نداشتن وگریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مساله موجب کدورت در روابط می شود.

۲۰) وقتی شما در می یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگیتان شکوفا می شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آید.

نکات همسرداری مخصوص خانم های جوان (۳)

لیل استقبال نکردن مردها از راه حل دادن همسر :

مردها همیشه به دنبال رسیدن به اهداف و خواسته‌های خود هستند. آن‌ها همواره کارهایی انجام می‌دهند که قدرت و مهارت خویش را افزایش دهند. و برای آن‌ها قدرت، شایستگی، توانایی، و پیشرفت ارزش زیادی دارد. و فقط موفقیت و پیشرفت است که موجب خرسندی و رضایت خاطر آن‌ها می‌شود. ارائه توصیه نا به جا به مردان این تصور را در ذهن آن‌ها ایجاد می‌کند که شما این فکر را در مورد آن‌ها دارید که آن‌ها نمی‌دانند چه کار می‌کنند یا خودشان از پس کارشان بر نمی‌آیند. مردها نسبت به چنین رفتاری بسیار حساس هستند. پس سعی کنید که هیچ‌گاه حس ناتوان بودن به آن‌ها ندهید.

رابطه اعتیاد و رضایت زناشویی :

اعتیاد و رضایت زناشویی باهم ارتباط زیادی دارند. واقعیت این است که بسیاری از افراد سالم که دچار عدم رضایت زناشویی شده‌اند یعنی همسر نامناسب انتخاب نموده‌اند، به اعتیاد روی آورده و بسیاری از افراد معتاد نیز که همسر مناسب انتخاب نموده‌اند، موفق به ترک اعتیاد شده‌اند. افسردگی مزمن و احساس تنهایی و عدم دسترسی فرد به خواسته‌هایش، یکی از عوامل اصلی و زمینه‌ساز گرایش فرد به اعتیاد است. و در صورتی که زن به نیازهای روانی و عاطفی همسر توجه داشته باشد و به او احترام بگذارد، احساس تنهایی به مرد دست نخواهد داد و به سمت اعتیاد گرایش پیدا نخواهد کرد.

تأثیر زن در جلوگیری از اعتیاد مرد :

مرد همیشه تمایل دارد که احساس کند که از همسرش بالاتر است و اصولاً این احساس را داشته باشد که توانسته است زندگی مناسب و خوبی برای همسرش تأمین نماید. وقتی که زن از شوهر خود در مورد تمام مسائل انتقاد می‌کند، این احساس را در مرد به وجود میاورد که او شوهر مناسبی نبوده و این باعث خدشه دار شدن احساس مردانگی او می‌شود؛ این یکی از عواملی است که باعث می‌شود یک مرد از همسر و خانواده خود گریزان شود و به طرف دوستان خود گرایش پیدا کند، پدیده ای که اعتیاد یکی از نتایج ضروری و حتمی آن می‌تواند باشد. وقتی که شما از صفات و ویژگی‌های مثبت همسرتان تعریف و تمجید می‌کنید، بعد از مدتی کوتاه متوجه می‌شوید نه تنها آن صفات تقویت می‌شوند بلکه شوهرتان به تدریج سعی می‌کند که بقیه اعمال و رفتار خود را نیز بر طبق میل و سلیقه شما تغییر دهد. اگر مدتی با رفتارهای خود باعث تغییر رفتار شوهرتان شدید، انتظار نداشته باشید که این تغییرات تا پایان عمر ادامه پیدا کند، بلکه باید برای ادامه این رفتارها، از طریق اعمال و رفتار خود این نیرو را به شوهر انتقال دهید.

چگونگی تمجید مرد از طرف زن :

زن در تمجید و تعریف از مرد باید فقط ویژگی‌های مثبت واقعی او را دسته‌بندی کرده و از هرگونه تظاهر و دروغ به دور باشد؛ در تعریف کردن از او، پشتکار و مداومت داشته و به زمان انجام این اعمال (زمان تعریف و تمجید از مرد) توجه داشته باشد. مثلاً زمانی که افکار مرد بر روی موضوع خاصی متمرکزشده و یا به علت مسایل و مشکلات کار بیرون از منزل بی‌حوصله و عصبانی است، زمان مناسبی برای تعریف و تمجید از او نیست

نکات همسر داری مخصوص خانم های جوان (۲)

مرد خوب از دیدگاه زنان :

زیبایی معنوی مرد بیشتر مورد توجه زن است تا زیبایی ظاهری. همچنین زن از مرد توانا و نیرومند و پولدار و خوش‌رفتار و خوش‌لباس خوشش می‌آید. به همین علت زیبایی مرد از نظر زن بیشتر معنویات مرد و موقعیت اجتماعی اوست، و میل دارد که شوهرش دارای مقام یا صفت برجسته‌ای باشد که دیگران کمتر دارند.

تفاوت رفتار زن و مرد در هنگام بروز فشار روانی و ناراحتی :

زن‌ها در هنگام بروز فشار روانی و ناراحتی تمایل به حرف زدن و صحبت کردن دارند و فقط از طریق صحبت کردن احساس آرامش پیدا می‌کنند، اما مردها در هنگام ناراحتی و فشار روانی به گوشه‌ای پناه می برند و سکوت می‌کنند. وقتی یک مرد ناراحت می‌شود معمولاً ناراحتی خود را با دیگران در میان نمی گذارد بلکه در فکر فرو می‌رود و با خود سکوت می‌کند تا به یک راه‌حل دسترسی پیدا کند. وقتی به راه حل دسترسی پیدا می‌کند از احساس بسیار بهتری برخوردار می‌شود و به آرامش می‌رسد و اگر هم نتواند برای مشکل خود راه‌حلی پیدا کند با انجام فعالیت‌هایی مانند روزنامه خواندن و بازی‌های ورزشی سعی می‌کند خود را سرگرم کند.
راز پایداری عشق :

سعی کنید تمام صفات و ویژگی‌های مثبت همسرتان را به یادآورید؛ این صفات را برای او بازگو کنید و به خاطر داشتن او احساس افتخار نمایید. همیشه بدانید که همسر شما بهترین گزینه برای ازدواج با شما بوده است و از بین موارد بسیار زیاد شما او را انتخاب نموده‌اید. همسر شما همان فردی است که در روزهای ابتدای زندگی‌تان طاقت لحظه‌ای دوری از او را نداشتید؛ عشق و علاقه خود را به زبان اظهار نمایید.

علت تغییر عشق و علاقه در مردان :

عشق و علاقه یک خیابان دو طرفه است و هر قدر به همسرمان اظهار عشق و علاقه بیشتری بنماییم عشق و علاقه بیشتری نیز دریافت می‌کنیم. هیچ‌گاه برای افزایش عشق و محبت ورزی در زندگی دیر نیست. فقط نیازمند شناخت راهی تازه هستیم. این مفهوم ممکن است نشانه این واقعیت باشد که عشق و علاقه همسرتان به شما کاهش نیافته، بلکه نحوه رفتار نامناسب شما است که باعث یکنواختی زندگی و کمرنگ شدن عشق و دلسردی او شده است. و در واقع علت رفتارهای مناسب شوهرتان در درجه اول رفتار خوب شما بوده است، بنابراین شاید لازم باشد علت تغییر رفتار و عشق و علاقه در مردان را در تغییر رفتار خود پیدا کنید.

دلیل تمایل مردان به ازدواج مجدد و همسر دوم :

هیچ‌گاه با همسر خود نباید به گونه‌ای صحبت کنید که انگار یک کودک بدون احساس و بدون مسئولیت است، چون این اقدام بر خلاف خواسته او است. مرد خواهان زن و خانواده‌ای است که برای او احترام قائل شوند و به خاطر آن کسی که هست و کاری که می‌کند به او توجه نمایند. عدم احترام و داشتن رفتار کودکانه با همسر خود یکی از دلایلی است که مردها تمایل به ازدواج مجدد پیدا می‌کنند. هم چنین غافل شدن از همسرتان، دلیل دیگری برای تمایل مردان به ازدواج مجدد است و برای دوری از این مسئله، باید به نیازهای روانی و عاطفی همسرتان توجه نمایید تا دچار سرخوردگی و دلسرد شدن از شما نشود.

علت عدم اظهار عشق و علاقه از طرف مردان :

نحوه اظهار عشق و علاقه در زنان و مردان، جزء تفاوت‌های ذاتی زن و مرد محسوب می‌شود. دنیای ارتباط با مردان، دنیای عملی و دنیای ارتباط با زنان دنیای کلامی است. مردها نباید انتظار داشته باشند که زن‌ها مانند آن‌ها بیندیشند و مانند آن‌ها ارتباط برقرار کنند، بلکه باید با هر فردی به زبان خودش ارتباط برقرار کنیم. یعنی اینکه تنها راهی که مردان میتوانند به همسر خود نشان دهند که واقعا به او علاقه دارند، این است که عشق و علاقه خود را به صورت کلامی هم بیان نمایند. از طرف دیگر زن‌ها باید توجه داشته باشند که دنیای مردها، دنیای عمل است. و در واقع نه مردها به همسرشان بی توجه هستند و نه زن‌ها قدرناشناس هستند، بلکه آن‌ها برای بیان خود زبان متفاوتی دارند.

نکات همسرداری مخصوص خانم های جوان (۱)

ه گزارش نامه نیوز به نقل از دوکا، برای پی بردن به اینکه آیا رفتار خواستگار هنگام خواستگاری ظاهری و دروغین و یا واقعی و اصیل است، باید به رفتار و اعمال او با پدر و مادر و برادر و خواهر و دوستان او توجه کنید، یعنی اگر با پدر و مادر بد اخلاق و کم حوصله و در برخورد با شما صبور و خوش‌اخلاق است، این رفتار ظاهری و دروغین است. اگر به رفتار خواهرانش بسیار شکاک و بد دل بوده اما رفتارش با شما بسیار خوش‌بینانه است، این رفتار او به احتمال زیاد ظاهری و دروغین است. رفتارهای واقعی او رفتارهایی است که با اعضای خانواده‌اش دارد و مدتی بعد از ازدواج با شما هم همان‌گونه رفتار خواهد کرد.

چگونگی برخورد زنان در هنگام بی‌توجهی مردان :

اگر بعد از ازدواج رفتار مرد تغییر کرد و خصوصیات قبل را نداشت، راه حل این است که رفتار فعلی‌تان را با رفتار زمان آشنایی و خواستگاری مقایسه کنید؛ به احتمال زیاد متوجه می‌شوید که رفتار خودتان نیز خیلی تغییر کرده است. در زندگی مشترک هر تغییر رفتاری که از شوهرتان سر میزند، بازخوردی از تغییر رفتار خود شما می‌تواند باشد.اگر رفتار شوهرتان با شما بی‌عاطفه و یا معمولی است، این احتمال را بدهید که خود شما نیز با او این‌گونه رفتار کرده‌اید. اگر شوهرتان با شما صمیمی و مهربان است به این علت است که شما هم رفتار خوبی با او داشته‌اید. بنابراین باید در هر شرایطی رفتارتان با شوهرتان رفتار خوبی باشد؛ در هنگام تغییر رفتار همسر که به علت تغییر رفتار خودتان بوده است، مهر و محبت خود را به همسرتان افزایش دهید.

تأثیر صحبت از خواستگاران قبلی از طرف زن بر زندگی زناشویی :

اکثریت مردان معمولاً افرادی غیرتی و متعصب هستند. برای مرد کوچک‌ترین توجه همسرش به مرد دیگر به هیچ‌وجه قابل‌تحمل نیست. وقتی که برای او این احساس به وجود بیاید که همسرش به جز او به هیچ مرد دیگری توجه نمی‌کند، به کار و کوشش بیشتری می‌پردازد و به همسر خود اظهار عشق و علاقه بیشتری می‌نماید. وقتی که زن از خواستگاران قبلی صحبت می‌کند، یکی از اصلی‌ترین احساسات مرد که همان تکیه‌گاه بودن است را از بین می‌برد و با این عمل، به شوهر احساس حقارت و خود کم بینی دست می‌دهد و برای کم کردن عصبانیت خود، حتی به صورت دروغین هم ممکن است از تمایل به ازدواج مجدد و یا دوست شدن با یک شخص سوم صحبت نماید، و این موضوعی است که برای هیچ زنی قابل‌تحمل نیست. در این شرایط عشق و علاقه شوهر از بین می‌رود و تمایل به روابط جنسی با همسر کم می‌شود و به فکر انتقام‌جویی می‌افتد.

زن خوب از دیدگاه مردان :

مرد به عنوان همسر، زن زیبا و خوش‌رفتاری که به عفت و عصمت نیز شناخته شده است زا مورد توجه قرار خواهد داد. مرد تنها با زیبایی طبیعی زن خشنود نمی‌شود و مایل است که زن به کمک آرایش و لباس، خود را برای او در منزل زیبا کند. مرد از زن مطیع خوشش می‌آید و به علت غروری که دارد مایل است زن نظریات او را در مسائل مربوط به زندگی مشترک انجام دهد. همچنین مرد از زن صمیمیت و وفا می‌خواهد و از زن متواضع خوشش می‌آید. تکبر و تواضع دو حربه موثر زن است که بایستی هر کدام را در جای خود استعمال نماید. برای اینکه از تجاوز دیگران در امان باشد، بهتر از تکبر و غرور پایگاهی ندارد، اما درباره شوهر خویش و زندگی زناشویی باید متواضع بوده و بداند که برای یک عمر با مردی شریک شده است.

همسرداری با روشهای عاشقانه

۱- هميشه نسبت به هم مؤدب باشيد، اين كار بسيار آسان است و در كيفيّت روابط‌‌تان تفاوت چشم‌گيري ايجاد مي‌كند.

۲- زماني كه براي نخستين بار همسرتان را ديديد و عاشقش شديد را به ياد بياوريد و نامه عاشقانه‌اي برايش بنويسيد و طي آن جزئيات آن خاطره را برايش بازسازي نماييد.

۳- داخل اتومبيل همسرتان يادداشتي بگذاريد كه روي آن نوشته شده : «عشق توست كه چرخ‌هاي دنيا را مي‌چرخاند».

۴- وقتي در هواي سرد با هم قدم مي‌زنيد كت‌تان را درآورده و بر روي شانه‌هايش بيندازيد.

۵- به او بگوييد با تمام افرادي كه تاكنون ديده‌ايد تفاوت چشم‌گيري دارد. اين موضوع در روابط‌تان تحوّل شگفت‌انگيزي به وجود خواهد آورد.

(يك زن خوب، الهام‌بخش مرد است. يك زن فوق‌العاده، نظر مرد را جلب مي‌كند، يك زن زيبا، مرد را شيفته خود مي‌كند. يك زن دل‌سوز، قلب مرد را مي‌ربايد…)
۶- به پاس قدرداني از زحماتش، دستش را ببوسيد.

۷- فكر كنيد كه ديگر محبوب‌تان را نخواهيد ديد و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالايي برايش بنويسيد و به او بگوييد او و عشقش براي شما چه معنا و جايگاهي دارد.

۸- در كمد لباس‌هايش عطر بپاشيد.

۹- اگر دلتان مي‌خواهد احساساتي برخورد كند، شما نيز با او احساساتي‌تر باشيد.

۱۰- زمان، دل‌هاي شكسته را درمان مي‌كند!

۱۱- به نقطه ضعف‌هاي همسرتان پي ‌ببريد و زماني كه بين شما مشكلي پيش مي‌آيد، انگشت روي آنها نگذاريد.

۱۲- دفترچه‌اي از حوادث جالبي كه برايتان رخ داده است درست كنيد و زماني كه او نياز به كمي تجديد روحيه و تفريح دارد آن را در اختيارش بگذاريد.

۱۳- همين امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذاريد.

۱۴- با او مانند يك انسان رفتار كنيد نه يك شيء.

۱۵- با او به عنوان مهم‌ترين شخصيّت دنيا برخورد كنيد.

(در صورتي كه با افرادي كه دوستشان داريد هم‌دردي كنيد، آنها بيشتر مجذوب شما مي‌شوند).
۱۶- براي حفظ سلامتي‌اش از هيچ‌كاري دريغ نكنيد.

۱۷- وقتي روز بدي را پشت سر گذاشته‌ايد سرتان را روي شانه‌هاي او بگذاريد و يك دل سير گريه كنيد.

۱۸- با همديگر از فرزندانتان مراقبت كنيد.

۱۹- هرگاه مي‌خواهد از خانه خارج شود تا جلوي در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه كنيد.

۲۰- هرگاه يك مشاجره لفظي بين شما پيش آمد زود همه چيز را فراموش كنيد.

همسرداری ۲

همسرانی که بالغ نشده اند

افراد نابالغ مسئولانه و سنجیده ندارند و خود را در جایگاه کودک قرار می دهند. طوری که شما به عنوان همسر آنها مجبور می شوید نقش والد را بپذیرید. آنها نه تنها وظایف شخصی خود را انجام نمی دهند بلکه مسئولیت های زندگی مشترک را هم به دوش نمی گیرند. در کارهای اقتصادی واقعا بی مسئولیتند. حساب دخل و خرج خود را ندارند، همواره از دیگران پول قرض می کنند، به لحاظ اقتصادی هیچ برنامه ای ندارند و تمام پول خود را خرج خرید اجناس غیر ضروری می کنند.
با وجودی که می خواهند ازدواج کنند، اما اعتبار مالی مناسب این کار را ندارند. مرتب شغل عوض می کنند و هیچ شغلی را برای مدت قابل ملاحظه ای نمی توانند حفظ کنند و مدام بیکار می شوند. آنها وقتی قرض می گیرند به فکر پس دادن پول مردم نیستند یا پس دادن آن را به دیگران مثلا پدر و مادرشان واگذار می کنند و وقتی پول دارند، صبر می کنند تا تمام شود و بعد به فکر کار و تلاش دوباره می افتند. برخورد فرد یا مسایل اقتصادی و مالی یکی از بهترین نشانه های «بلوغ» است چرا که کودکان نه می توانند پول بدست آورند و نه می دانند که چگونه خرج کنند.

همسران غیر قابل اعتماد
این افراد، قول می دهند و به آن عمل نمی کنند. همیشه همه چیز را فراموش می کنند. مسامحه کارند و دایم کارها را به تعویق می اندازند. نمی توان روی آنها حساب کرد چرا که در گذشته به دفعات شما را مأیوس کرده اند. وقتی با چنین فردی سر و کار داشته باشید دایم باید کارهایش را به او یادآوری کنید. کارهای او را برایش انجام دهید و مدام به خاطر ندانم کاری های او از دیگران عذرخواهی کنید و کارهای او را توجیه کنید. نمی توانید زندگی را به او بسپارید یا انتظار داشته باشید در غیاب شما از خانه و بچه و اوضاع روزمره مراقبت کند. او به هیچ وجه قابل اتکا نیست.

همسران غیر حامی
هدف از ازدواج، داشتن یک حامی عاطفی در زندگی است اما آدم هایی که حمایت گر نیستند و نمی توان به آنها اتکا کرد، یکی از کسانی هستند که به شدت روی اعصابتان راه می روند و به شما احساس ناکامی می دهند.

همسران بی انگیزه
فردی که بی انگیزه و بی هدف است، زندگی را باری به هر جهت خواهد گذراند. با او نمی توانید برای امروز و فردایتان برنامه ریزی کنید. او هیچ چیز از دنیا نمی خواهد و هر چه پیش آید، خوشاید سر می کند. اغلب منتظر است کسی از راه برسد و به او انگیزه بدهد تا این که بتواند کاری انجام دهد. باید همیشه او را هل بدهید و عین یک کودک برای انجام امور عادی زندگی، تشویقش کنید. هیچ هدف و سمت و سوی خاصی را در زندگی دنبال نمی کند. به سختی برای آینده برنامه ریزی می کند. تصمیم گیری در مورد همه چیز را به بعد موکول می کند. از روبرو شدن با مشکلات و حل آنها سرباز می زند. همیشه منتظر است تا شانس به او رو کند.

 

همسرداری

برخی از همسران اعصاب خرد کن هستند و اگر با آنها ازدواج کنید بدبخت می شوید و باید دور ازدواج با آنها را خط بکشید. این همسران عبارتند از :

وقتی ازدواج می کنید قرار است یک عمر با کسی سر کنید و همدم لحظه به لحظه اش باشید. قرار است با او آینده بسازید و به آرزوهایتان برسید. اما هر کسی دارای این ویژگی ها نیست. برخی افراد، چه زن و چه مرد، روحیاتی دارند که زندگی با آنها واقعا سخت می شود. آنها اعصاب خرد کن هستند و از هر راهی که وارد شوید، با آنها به در بسته می خورید و بهتر است که از همان ابتدا قید ازدواج با آنها را بزنید و خود را به دردسر نیندازید.

در این مطلب برخی از این افراد را معرفی می کنیم و هشدار می دهیم که با ازدواج با آنها خود را بدبخت نکنید.

برخی از همسران اعصاب خرد کن هستند و اگر با آنها ازدواج کنید بدبخت می شوید و باید دور ازدواج با آنها را خط بکشید. این همسران عبارتند از :

وقتی ازدواج می کنید قرار است یک عمر با کسی سر کنید و همدم لحظه به لحظه اش باشید. قرار است با او آینده بسازید و به آرزوهایتان برسید. اما هر کسی دارای این ویژگی ها نیست. برخی افراد، چه زن و چه مرد، روحیاتی دارند که زندگی با آنها واقعا سخت می شود. آنها اعصاب خرد کن هستند و از هر راهی که وارد شوید، با آنها به در بسته می خورید و بهتر است که از همان ابتدا قید ازدواج با آنها را بزنید و خود را به دردسر نیندازید.

همسران قربانی
آنها به حال خود تأسف می خوردند. همیشه دارند گله و شکایت می کنند و هیچ کاری در جهت بهبود اوضاع انجام نمی دهند. آنها فکر می کنند همه مقصر هستند و زمین و زمان به کامشان نبوده و همه چیز آنها را به سمت بدبختی سوق داده. درباره هر حرف امیدوار کننده ای گارد می گیرند و نه می آورند. آنها هزار دلیل دارند برای این که بدبختند و هیچ رقمه خوشبخت نخواهند شد. برخی از این افراد منتظر هستند تا شما یا دیگری نجاتشان دهد و برخی دیگر فقط احساس ترحم و همدردی دیگران و توجه آنها را می طلبند. از نگاه این افراد همیشه تقصیر همه چیز به گردن دیگری است آنان همواره والدین بچه ها، همسر، معلمان، دوستان، جامعه و… را به خاطر بدبختی خود سرزنش می کنند. به موفقیت و خوشبختی دیگران حسادت می کنند و خود را با آنهامقایسه می کنند.

همسران خودخور
آنها خشم خود را بروز نمی دهند اما مرتب خودخوری می کنند، حرص می خورند، نق می زنند و درست نمی گویند دردشان چیست. آنان جملاتی به کار می برند که ظاهراً خصومت آمیز نیست اما به طرزی غیر مستقیم، خصومت و تنفر خود را نسبت به شما بیان می کند این جملات به آنها کمک می کند تا ظاهر «غیر عصبانی» خود را حفظ کنند.

همسران خود ضعیف پندار
آنها همیشه آیه یاس می خوانند. خود را ضعیف می دانند و مرتب می گویند: «نمی توانم»، «نمی شود»، «هرگز» و… محال است کاری به آنها واگذار شود و با قدرت و شهامت انجامش دهند. در کارشان مرتب می خواهند مرخصی بگیرند چون فکر می کنند خسته هستند و همه باید مراعات آنها را بکنند. آنها معمولاً انجام کارهای خود را به تعویق می اندازند چرا که به خود اعتماد کافی ندارند آنها امیدوارند که دیگران آنها را حمایت کنند و نجات دهند.

همسران بی مسئولیت

این افراد دیگران را به خاطر مشکلات و مسایل زندگی خودمسئول می دانند و آنها را سرزنش می کنند. آنها سهمی را که در ایجاد مشکلات داشته اند به عهده نمی گیرند. مسئولیت خود را به دوش شما می اندازند و انتظار دارند همیشه زفت و رفت شان کنید. این آدم ها معمولاً داستان های فراوانی از ظلم دیگران و مظلومیت خود دارند.به ندرت مستقیم و با صراحت عصبانیت و خشم خود را بیان می کنند در عوض مدام گله و شکایت می کنند و قیافه ناراحت به خود می گیرند.

وقتی به آنها عشق می ورزید احساس می کنید که تلاش تان بی ثمر است. آنها نمی توانند به سادگی پذیرای عشق باشند و به آن متعهد بمانند. آنها عموما شما را به حال خود رها می کنند و بارشان را روی دوش شما می اندازند. همیشه چیزی هست که یک آدم بی مسئولیت را ناراحت کند. او همیشه بد عنق است. به جای این که تصمیم بگیرد و اقدام کند بیشتر وقتش را به گله و شکایت از روزگار و حوادث می پردازد.

 

نکات همسرداری (۳)

● چرا زوجین نبایستی همدیگر را کنترل یا تهدید کنند؟
زن و شوهری که سعی می‌کند با تهدید و زور، دیگری را وادار به اطاعت کند و باکنترل او، ریاست نماید، حداکثر نتیجه‌ای که دریافت می‌کند، اطاعت یا احترام ظاهری است ولی طرف زورگو دیر یا زود احساس بیزاری و تنفر را در دل همسر، نسبت به خود ایجاد می‌نماید. چراکه عشق و محبت را نمی‌توان با زور یا ترساندن هیچ‌کس دوست ندارد به او بگویند که چه کاری بکند و یا چه کاری نکند. درنتیجه در طولانی‌مدت هر‌یک از زوجین، رضایت و خوشحالی خود را از زندگی مشترک، از دست خواهند داد چراکه کنترل‌شونده‌ها، بیش‌تر مواقع، نگران بوده و احساس عدم امنیت می‌کنند. کنترل‌کننده‌ها هم چون نمی‌توانند آن طوری‌که دل‌شان می‌خواهد، روی همسرشان اثر گذاشته و بر او تسلط پیدا کنند، احساس عدم رضایت دارند.
بسیاری از مردان و گروهی از زنان، کنترل همسر خود را حق طبیعی‌شان می‌دانند و گروهی دیگر تصور می‌کنند که هرگز همسر خود را کنترل نمی‌کنند ولی در عمل، از دستور دادن لذت می‌برند. همیشه همسر خود را نصیحت و راهنمایی می‌کنند که این‌کار را انجام بده و یا آن‌کار را انجام نده! در صورت عدم توجه به دستورها، اخم می‌کنند، عصبانی و خشمگین می‌شوند، تهدید کرده و به‌صورت‌های مختلف از خود واکنش‌های منفی نشان می‌دهند، کینه‌جویی می‌کنند، انتقام می‌گیرند و…
کسی که تحت تسلط و کنترل شما قرارگیرد، احساس رنجش کرده و دیر یا زود علیه شما طغیان و شورش خواهد کرد و زندگی را به کام شما تلخ و ناگوار خواهدساخت. اگر فردی به هر دلیلی، رنجش‌ها و نارضایتی‌های خود را پنهان کرده و بیان هم نکند، در بروز احساس‌ها و عواطف خود دچار مشکل خواهد شد. به‌علاوه در طولانی‌مدت، انباشته شدن نارضایتی‌ها و رنجش‌ها باعث می‌شود که محبت‌ها، علاقه‌ها و دوستی‌ها به دشمنی‌ها و تنفر تبدیل شوند.
باید بدانیم که زندگی مشترک، زمانی اصولی، موفق و قابل دوام است که زوجین هر دو برنده- برنده باشند نه این‌که یکی برنده باشد و دیگری بازنده. افراد ناآگاه و ضعیف و افرادی که در کودکی تحت‌فشار و پرخاشگری پدر و مادر قرارداشته‌اند، در روابط بین خود و همسر، با فرزندان، دوستان، فامیل و حتی در روابط اجتماعی‌ از تهدید و ترساندن، بیش‌تر استفاده می‌کنند و آن‌را بازوی قدرت خود تصور می‌کنند. باید توجه کرد که تهدید، زورگویی و تسلط بر دیگری، محبت، وفاداری، عشق و ارتباط سالم و مؤثر بین همسران را به‌وجود نمی‌آورد چراکه تسلط بر دیگری، باعث رنجش و ناراحتی شده، عشق، مهربانی، وفاداریِ عاطفی و احساس واقعی بین همسران را از بین می‌برد و نتیجه‌های ناگواری به‌وجود می‌آورد که طردشدن، منزوی گشتن، فاصله گرفتن، متنفر گشتن و… از آن جمله است. زوج‌هایی که تحت این شرایط نامطلوب به زندگی مشترک ادامه دهند، همیشه تحت فشار بوده و شرایط سخت را تحمل کرده و به آن عادت می‌کنند و هرگز از زندگی زناشویی‌شان رضایت عمیق ندارند.
به جای تحکم، تهدید، تسلط، کنترل و اعمال زور و فشار، سعی کنید همکاری و تشریک‌مساعی همسرتان را جلب کنید. به‌جای دستور، از او خواهش کنید. نظر و خواسته‌ی خود را روشن و قاطع ولی با ملایمت بیان کنید. در صورتی که خواهش شما را انجام نداد، بگویید که چه احساسی پیدا می‌کنید. درواقع به‌جای تهدید، زور و کنترل، با هم مشارکت و همکاری کنید تا زندگی زناشوییِ شاد و آرامی داشته باشید.
▪ باور داشته باشید که هر کسی حق دارد با میل و سلیقه‌ی خود زندگی کند، همان‌طوری که شما هم چنین حقی دارید.
▪ باور کنیم که هیچ‌کدام از ما حق نداریم برای دیگری تعیین تکلیف کنیم که چه‌طور واکنش‌ نشان دهد و چگونه عمل نماید. در صورت برآورده نشدن نیازهای‌مان، خواسته و نیازهای خود را به‌روشنی و آرامی بیان کنیم تا همسرمان هم متوجه درخواست ما شود و بتواند در رفع آن اقدام نماید.
▪ بپذیریم که به‌جای تهدید، تحکم و دستور، از همسرمان خواهش کنیم و نظرش را جلب کنیم نه اطاعت محض او را. بهترین کار این است که نیازها و خواسته‌های خود را به بهترین صورت مطرح کنیم تا با عشق و محبت، نسبت به رفع آن از طرف همسر، مورد عمل قرارگیرد.
▪ توجه داشته باشیم که در شرایط اضطراری می‌بایست با مدیریت قوی، موقعیت‌ها را کنترل کرد و از متخصصان امر کمک گرفت و با آنان به مشورت پرداخت تا شرایط نامناسب را با کم‌ترین هزینه و مشکل پشت‌سر گذاشت ولی در شرایط عادی، برابری و احترام متقابل، بهتر نتیجه می‌دهد تا شدت عمل و کنترل دیگری!
▪ اگر کسی به خود یا دیگران آسیب برساند، می‌بایست با عقل، منطق و مشورت با متخصصان امر، جلوی کارهایش را گرفت نه با زور، پرخاشگری و اجبار.
▪ به‌طور کلی به این باور پای‌بند باشیم که: «خودت زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند.»
▪ باید پذیرفت که تهدید، تسلط و ترساندن در طولانی‌مدت، کارساز نیست و سرانجام، شکست در انتظارتان خواهد بود. بنابراین، رعایت احترام همدیگر، گفت‌و‌گو، تفاهم، توافق، مصالحه و مهربانی را جایگزین نامهربانی‌ها و تهدید‌ها کردن، شادابی و سلامتیِ زندگی مشترک شما را تضمین خواهد کرد چراکه اگر همسرتان یا دیگران، زورگویی و تسلط شما را بپذیرند، به‌طور معمول از رفتار زورگویانه‌ی شما می‌رنجند و عدم رضایت باطنی خود را نشان داده و دیر یا زود درصدد تلافی و انتقام خواهند بود.

نکات همسرداری (۲)

● نقش‌پذیری افراد جامعه از الگوها و ارزش‌های جامعه‌ی خویش
الگوها و ارزش‌های حاکم بر جامعه، در پیشرفت و پویایی یا در ایستایی و عقب‌ماندگی آن جامعه، نقش اساسی بازی می‌کنند. در سفر زندگی، هرکس تحت‌تأثیر عامل‌های گوناگون و ازجمله معیارها، ارزش‌ها و الگوهای جامعه‌ی خویش قرارمی‌گیرد. بنابراین، اگر الگوهای جامعه، غیرپویا و عقب‌مانده باشد، افراد جامعه در مسیر اشتباه قرارمی‌گیرند و هرگز به هدف‌های ارزشمند و والا نمی‌رسند.
هر فردی تحت‌تأثیر دیده‌ها، شنیده‌ها، ارزش‌ها و معیارهای جامعه‌ی خویش قرار دارد که بخش بزرگی از این الگوها و ارزش‌ها، اطلاعات نادرست و غیرمفید و حتی مضر‌ند. اطلاعات نادرست در افراد، باورهای اشتباه، اندیشه‌های منفی، احساس‌های غیرمفید و عملکردهای ناموفق را درپی ‌دارند. به این علت است که بسیاری از افراد در زندگی روزمره، احساس تشویش، نگرانی، غم، افسردگی، گناه، دردهای مزمن و عدم موفقیت می‌کنند. درواقع، الگوها و ارزش‌های منفی و اشتباه موجود در جامعه، به‌طور تقریبی همه‌ی افراد حتی تیزهوشان، اندیشمندان و پیشروان را هم دچار سرگردانی و آسیب فراوان می‌کند و به گسترش ذهن‌های بیمار، تداوم می‌بخشد.
وقتی بینش‌ها و باورهای‌مان، منفی و اشتباه باشند، چون براساس باورهای‌مان زندگی می‌کنیم، در زندگی همیشه با مشکل‌های گوناگون روانی مواجه خواهیم بود، ازجمله تشویش و اضطراب شدید، ترس‌های بی‌اساس، دلسردی و ناامیدی‌های فراوان، ناسازگاری، خود و دیگران را بی‌دلیل مقصر دانستن، اسیر بایدها و نبایدها شدن، کینه‌جویی‌ها، نبخشیدن خود و دیگران، سخت‌گیری زیاد به خود و دیگران، غمگین بودن و… در حالی‌که وقتی باورهای‌مان مثبت و سازنده باشند، می‌توانیم زندگی بسیار شاد، آرام و راحتی داشته باشیم. با مشکل‌های، راحت‌تر برخورد می‌کنیم، مانع‌ها را به‌آسانی برطرف می‌سازیم، زندگی را برای خود و دیگران، آسان می‌گیریم، به خود و دیگران، آرامش می‌بخشیم و… می‌گویند بسیاری از انسان‌ها در حدود ۸۰سال زندگی می‌کنند ولی بیش از ۸۰۰۰سال با اندیشه‌های منفی خود در غم و غصه، نگرانی، اضطراب و تشویش به‌سر می‌برند!

نکات همسر داری

زنان و مردان در مورد اهمیت ندادن به رفع مشکل‌ها بدانند که:
گروهی از خانم‌ها و آقایان به اشتباه تصور می‌کنند که نبایستی به مشکل‌های جاری، زیاد اهمیت داد چراکه مشکل‌ها، خود به‌مرور زمان حل‌می‌شوند. بنابراین، این گروه سعی می‌کنند مشکل‌های اساسی و اصلی را نادیده بگیرند یا روی آن‌ها سرپوش بگذارند و یا آن‌ها را خوب جلوه دهند. اگر زن یا مرد، یکی یا هر دو، برای حل مشکل‌های زندگی، با دیگری همکاری نکنند، به‌محض این‌که یکی سرصحبت را برای بازگویی مسأله و مشکل زندگی بازکند و آن دیگری نپذیرد و به آن توجه نکند یا از بحث و گفت‌وشنود فرارکند، به‌زودی درهای ارتباط سازنده و مؤثر به روی آنان، بسته خواهد شد. به این معنی که این گروه از زوج‌‌ها، ابتدا از نظر احساسی و عاطفی و سپس از نظر جنسی، حمایتی و… از هم دور می‌شوند و در مرحله‌ی بعدی «دیر یا زود» زندگی‌شان در آستانه‌ی جدایی کامل قرار خواهد گرفت چراکه اگر موضوع‌های اساسی و ناراحت‌کننده حل‌وفصل نشوند، به‌مرور زمان، مسائل، پیچیده‌تر شده و ناراحتی‌های‌ ناشی از آن‌ها، بیش‌تر خواهند شد.
به جای خوش‌بینی نابه‌جا و به تعویق‌انداختن راه‌حل‌ها به این امید که اوضاع بهتر خواهد شد و نبایستی نگران بود، می‌بایست با مشکل‌های اساسی روبه‌رو شد و آن‌ها را حل کرد و به آن‌ها توجه کرد چراکه اگر مشکل‌ها به‌صورت برنده- برنده حل‌وفصل نشوند، زندگی مشترک در بلندمدت، ابتدا برای یکی و در نهایت برای هر دو، بسیار آسیب‌پذیر، دردناک و غیرقابل تحمل، خواهد شد.
باید توجه داشت حل مشکل‌ها در زمان و مکان مناسب، صورت‌گیرد. توجه ‌شود که اول از حل مشکل‌های کوچک‌تر شروع شود و بعد به سراغ مشکل‌های بزرگ‌تر رفت. در حل مشکل‌ها به‌ویژه مشکل‌های اساسی و بزرگ به‌طور حتم باید از نظر و راهنمایی مشاوران و کارشناسان استفاده کرد تا به نتیجه‌های درست و مثبت دست‌یافت.
توجه داشته باشید که فرار مداوم از روبه‌روشدن با مشکل‌ها و دنبال راه‌حل نبودن، فرد را دچار رنج و عذاب دائمی می‌کند.
▪ نکته مهم:ارزش من به این بستگی ندارد که دیگران چه‌قدر مرا تأیید می‌کنند، مهم این است که خودم را همان‌طور که هستم، دوست داشته باشم.
● خانم‌ها و آقایان در مورد قهر و آشتی بدانند که:
عصبانیت و خشم، یک احساس طبیعی است. انکار یا ابرازنکردن احساس‌ها برای تندرستی، زیان‌آور است ولی احساس خشم و عصبانیت خود را با ملایمت و در عین حال با قاطعیت بیان کردن، باعث می‌شود فرد، کم‌تر دچار آسیب‌های روانی شود.
آیا قهرکردن و حرف‌نزدن، شیوه‌ی مؤثر و واکنش نتیجه‌بخشی برای تنبیه دیگران است؟
قهرکردن، محل نگذاشتن و ترش‌رویی با دیگران، درواقع نوعی فرارکردن است و می‌تواند نشانه‌ی ترس، ناپختگی و ضعف شخصیتی باشد. در موقع بروز مشکل‌های ارتباطی، باید به‌دنبال راه‌حل بود نه این‌که صورت مسأله را پاک کرد چراکه وقتی از کسی که او را دوست دارید، می‌رنجید، از او دوری می‌کنید و یا به او بی‌محلی می‌کنید، آیا به حل مشکل‌تان کمک می‌کنید یا فقط به ارتباط‌تان، بیش‌تر آسیب می‌رسانید؟
هر وقت مشکلی با اعضای خانواده، پدر، مادر، همسر، فرزندان، دوستان، فامیل، شریکان و همکاران پیش‌می‌آید، به‌جای قهرکردن، قطع ارتباط، لج‌بازی، کینه‌جویی و… می‌بایست با مشکل روبه‌رو شد و درباره‌ی موضوع به‌طور روشن، قاطع، بدون کلی‌گویی و اغراق و در عین‌حال با ملایمت و بدون عصبانیت، صحبت کرد تا موضوع، حل شود.
▪ به‌جای قهرکردن و حرف‌نزدن، می‌توان به روش زیر عمل کرد:
– مسأله یا مشکل پیش‌آمده را به‌روشنی بیان کنید.
– احساس‌تان را درباره‌ی رفتار بدی که با شما شده است، به‌وضوح، با ملایمت و بدون دلخوری توضیح دهید.
– دوست دارید با شما چگونه رفتار شود؟ آن را بیان کنید و بخواهید.
– اگر رفتار و برخورد با شما، مطابق میل‌تان باشد، چه نتیجه‌هایی در روابط‌تان حاصل می‌شود؟ آن را توضیح دهید.
● چرا زوجین به‌جای سرکوب عصبانیت و خشم، بهتر است آن‌ها را بروز دهند؟
خشم و عصبانیت، یک احساس طبیعی است. عصبانیت جزو مکانیزم‌های متعادل‌ساز روان آدمی می‌باشد و مانند سوپاپ اطمینان دیگ بخار است که مانع انفجار آن می‌گردد. اگر خشم و عصبانیت، ابراز نشده و انباشته شود، زمینه‌ساز کینه، نفرت، دشمنی و انواع بیماری‌های روانی و جسمانی می‌شود. بنابراین، عصبانیت خود را نبایستی سرکوب کنید و باید خشم خود را بیرون بریزید، اما چگونه؟
گروهی از زنان و مردان وقتی عصبانی یا خشمگین می‌شوند، با صدای بلند فریاد می‌کشند، پای‌شان را به زمین می‌کوبند، ناسزا گفته و حرف‌های نامناسب می‌زنند، دیگران را وحشت‌زده می‌کنند و… از کوره دررفتن و خود را کنترل نکردن، علاوه بر ایجاد ناراحتی، نگرانی، وحشت و… برای دیگران، خودِ فرد خشمگین را نیز ناخواسته دچار آسیب‌های روانی فراوان می‌کند. باید توجه داشت که بروز عصبانیت و خشم‌های کنترل‌نشده، هرچند به‌طور موقت به احساس آرامش و رضایت فرد کمک کند ولی تکرار آن در طولانی‌مدت، به تخریب اعصاب و روان فرد عصبی، منجر می‌شود.
در موقع خشم و عصبانیت، لازم نیست آن را سرکوب یا انکار کرد بلکه خود را کنترل کنید، خواسته‌ی خود را صریح، قاطع و با ملایمت بیان کنید چراکه وقتی بتوانید به‌طور مستقیم، حرف‌تان را روشن و قاطع ولی با ملایمت بزنید، از طرف مقابل، پاسخ بهتری می‌گیرید و هم‌چنین به سلامتی خود نیز کم‌تر آسیب می‌رسانید.
خشونت و پرخاشگری، زود از کوره دررفتن و استفاده از واژه‌های نامناسب، به تحریک بیش‌تر طرف مقابل‌تان می‌انجامد، موازنه‌ی طبیعی اقتدارتان به‌هم می‌خورد، اقتدارتان کاهش می‌یابد و شخصیت شما در نظر دیگران، تضعیف می‌شود.
باید بدانیم اگر کسی با کسب مهارت و تمرین، بتواند خود را کنترل کرده و به‌صورت درست، احسا‌س‌های خشم و عصبانیت خود را بروز دهد، از ضرر و زیان‌های پرخاشگریِ ناشی از خشم‌ها و عصبانیت‌ها در ایجاد نفاق بین خود، دوستان و فامیل جلوگیری کرده و از جداییِ احساسی و عاطفی با همسر و فرزندان و… در امان خواهد ماند.