بایگانی دسته: نکته ها

ازدواج کردن با چه زن هایی جایز نیست؟

ازدواج حرامبا اینکه در اسلام در مورد مباحث مهمی چون ازدواج کردن، اجتناب از تجرد، آداب ازدواج و… بسیار بحث شده و مسیر برای مومنان هموار و روشن گردیده است، اما در کنار آنها بحث بسیار جالب دیگری با عنوان «ازدواج های ممنوعه» نیز مطرح می شود که بررسی آن لازم و ضروری به نظر می رسد.

  1. ازدواج با محارم حرام است مثل مادر و خواهر و مادرزن و مادربزرگ و خاله و عمه و برادرزاده و خواهرزاده و خواهر رضاعی و … و همچنین ازدواج با زنهایی كه طی سبب خاصی حرام مۆبد می شوند. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج۲، م۲۳۸۴ و ۲۳۸۸ و م۲۴۰۰)
  2. جمع بین دو خواهر در ازدواج صحیح نیست و حرام است. (استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۴، س۱۲۰)
  3. اگر طلاق بائن است بعد از طلاق, و اگر رجعی است قبل از گذشت ایّام عدّه نمی توان با وی ازدواج كرد. (استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۴، س۱۱۹)
  4. ازدواج دائم مسلمان با غیر مسلمان ولو اینكه كتابی باشد باطل است, بلی ازدواج موقّت مرد مسلمان با زن كتابی جایز می باشد ولی ازدواج با غیر اهل كتاب ولو اینكه موقّت باشد باطل است. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج۳، ص۱۲۷)

تفاوت ازدواج دائم و موقت

برخی از وجوه اشتراك آن دو عبارتند از:

۱)در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن .

۲)ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام است .

۳)زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود .

۴)لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد .

۵)در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند .

۶)خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

۱)زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

۲) زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.

 ۳)در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم.

۴)در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم .

۵) عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.

۶)عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

۷)در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند

۸)در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

۹)در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

۱۰)در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

۱۱)برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

۱۲)در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

۱۳)در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج كند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى كه از اهل كتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حكیم این حكم را تشریع فرموده تا افرادی كه شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین كنند.

بدیهی است كه ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان كه در دین الهی بیكم و كاست وارد شده است ـ اینكه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میكنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شكل آنها را عوض میكند. به علاوة با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشكل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل كرد.

تفاوت ازدواج موقت كه از یكساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطة نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است كه در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تكلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد كه آن را از زنا ممتاز و جدا میكند. نكاح مدت دار راهی است كه خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حركت كند.

مراحل ازدواج

مرحله به مرحله تا ازدواج,ازدواج با تمام اتفاقات مثبتی که به زندگی شما سرازیر می کند، گاهی سردرگمی هایی را به وجود می آورد که هیچ وقت در دوران تجرد با آن مواجه نشده بودید. این که چطور با کسی که قرار است نزدیک ترین فرد در زندگی شما باشد، برخورد کنید؟

چقدر به او نزدیک شوید؟ چطور پایه های زندگی تان را محکم کنید و …

پاسخ برخی از این سوال ها را وقتی می گیرید که زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید و بی پرده با خصوصیات رفتاری هم آشنا شوید، اما بخش مهمی از آن را باید در دوران نامزدی و حتی قبل از آن یاد بگیرید:

۱- خوب ببینید:
همیشه نسبت به همسرتان نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید:
۱) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.
۲) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.
۳) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.

با چنین بینشی، درهای نوآوری و رشد را به روی زندگیتان باز کرده اید و می توانید امیدوار باشید که در آینده زندگی پرتکاپو و مثبتی خواهید داشت.

۲- مثبت باشید:
زندگی مشترک کاری ندارد که شما تازه عروس و داماد هستید یا به اندازه پدر و مادرتان تجربه دارید. مشکلاتی که پیش روی هر دو شما قرار می گیرد به یک اندازه است. بنابراین سعی کنید همیشه با نگاه مثبت جلو بروید تا بتوانید مشکلات را پشت سر بگذارید.

۳- به هم توجه کنید:
در رفتارهای همسرتان دقیق شوید تا بتوانید در مدت کوتاهی فهرستی از علایق و تمایلات او را به دست آورید. با این کار هم می توانید به همسرتان نزدیک تر شوید و هم موضوعات بیشتری برای ابراز علاقه به او پیدا کنید.

۴- مهربان باشید:
سعی کنید به راه های مختلف علاقه خود را به همسرتان نشان دهید و البته مراقب باشید این ابراز علاقه شکل تکراری به خود نگیرد.

برای این کار دو راه پیش رو دارید؛ ابراز علاقه کلامی و عملی. با گفتن کلمات محبت آمیز، تحسین او در جمع و در خلوت، تشویق و اعتماد به نفس دادن به او و… علاوه بر این می توانید با محبت فیزیکی، خرید هدیه، وقت گذاشتن برای او، تفریح های دو نفره و … به شیوه عملی محبتتان را نشان دهید.

مرحله به مرحله تا ازدواج۵- مقایسه ممنوع!
به محض این که تصمیم گرفتید با کسی ازدواج کنید، دیگر تمام گزینه های ازدواج قبلی و گزینه های آینده را از ذهنتان دور کنید و به هیچ عنوان به کسی به جز همسرتان فکر نکنید.

هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید و سعی نکنید ایرادهایش را با مثال زدن از افراد دور و بر، دوستانش و زنان و مردان دیگر به او یادآوری کنید.

۶- خوب بشنوید:
در گفتگو با همسرتان سراپا گوش باشید، کاری به جز گوش دادن انجام ندهید، خنثی نباشید و به گفته هایش عکس العمل نشان دهید تا متوجه شود که برایتان اهمیت دارد.

۷- حق من، حق تو:
تصمیم گیری در زندگی مشترک یک اتفاق دو طرفه است. بنابراین برای او حق مشورت، حق انتخاب و حق تاثیرگذاری قائل شوید.

۸- راز دار باشید:
همسر شما قرار است نزدیک ترین شخص دنیا به شما باشد. بنابراین باید بتواند روی رازداری شما حساب کند. مطمئن باشد که مسائل و مشکلات زندگی تان جایی درز نمی کند و اتفاقات مهم زندگی بین خودتان دو نفر حل و فصل می شود.

۹- سکوی پرتاب:
بال پرواز همسرتان باشید. لازم نیست جور او را بکشید اما می توانید در فعالیت هایی که دارد طوری عمل کنید که حس کند به پیشرفتش علاقه مندید و اگر لازم باشد سکوی پرتاب او می شوید.

۱۰- با خانواده او باشید :
بخشی از برنامه های خود را به خانواده همسرتان اختصاص دهید. به آنها سر بزنید، از آنها احوالپرسی کنید و نشان دهید که برایشان احترام و ارزش قائلید.

۱۱- بند نشوید:
به جای آن که در صدد تملک کامل همسرتان باشید، به محبت سالم و منطقی اکتفا کنید. نگذارید همسرتان حس کند با ازدواج با شما فضای شخصیش را از دست داده است.

۱۲- همکار باشید :
پشت همسرتان را خالی نکنید و با تقسیم بندی کارها به زنانه و مردانه سعی نکنید که او را در انجام کارها تنها رها کنید. حداقل می توانید یک گوشه کوچک از کار را بگیرید تا احساس کند همیشه در کنارش هستید.

فراموش کردن شکست عشقی

فراموش نکنید

اولین چیزی که بعد از جدایی افراد به آن تاکید می‌کنند، «فراموش کردن» است. اما واقعیت این است که در روان ما چیزی به عنوان فراموش کردن وجود ندارد. در واقع ناخودآگاه ما، مسئولیت افکار و خاطراتی که به گمان خودمان فراموش‌شان می‌کنیم را برعهده می‌گیرد و آنها را در خود نگه می‌دارد. پس اگر می‌خواهید دوری از او شما را آزار ندهد، به «فراموش کردن» رو نیاورید. چراکه تلاش برای از بین بردن موضوعات – به‌خصوص موضوعات ناراحت کننده- تنها به انکار و سرکوبی منجر می‌شود و می‌تواند تا پایان عمر ما را آزار دهد.

رابطه‌ای که ماه‌ها یا سال‌ها برای به سرانجام رسیدنش تلاش کرده بودید، از دست رفته است. کسی که تا دیروز نامزد‌تان بود، می‌گوید شما را نمی‌خواهد و شاید مشکلی که نه شما و نه او از پس برطرف کردنش بر نمی‌آیید، به این جدایی منجر شده است. اما دلیل جدایی شما هر چه که باشد، چیزی از دلتنگی و ناراحتی هر روزه‌تان کم نمی‌کند. هنوز هم گاهی با تمام وجود می‌خواهید که برگردد و برای همیشه، شاهزاده سوار بر اسب شما بماند. گاهی فکر می‌کنید هیچ مرد دیگری می‌تواند به اندازه او شما را عاشق کند و گاهی هم به خود می‌گویید، شاید همه این عشق و عاشقی‌ها بی‌سرانجام باشند. اگر شما هم با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می‌کنید و می‌خواهید هرچه زودتر، از تلخی این روزها بیرون بیایید و دوباره به زندگی برگردید، در ادامه این مطلب با ما باشید. ما به شما میانبر‌های آرام شدن را نشان می‌دهیم و با کمک یک تست، به شما می‌گوییم احساسی که داشته‌اید، تا چه اندازه منطقی و تا چه حد نادرست بوده است.

سوگواری کنید

اتفاقی که افتاده‌است را بپذیرید و حتی به خاطرش ناراحت باشید. این حق شماست که برای از دست دادن فردی که در زندگی‌تان تاثیرگذار بوده است، غمگین باشید. پس سعی کنید با تمام وجود این واقعیت را بپذیرید که این رابطه تمام شده است و از این به بعد باید زندگی‌تان را بدون آن فرد سپری کنید.

ریشه مشکل را پیدا کنید

اگر سوگواری شما برای این از دست دادن بیش از اندازه طول کشیده است، باید به دنبال دلیل این اتفاق در خودتان بگردید. آن فرد چه ویژگی‌هایی داشت که نمی‌توانید از او بگذرید و در آن رابطه چه چیز‌هایی را به دست می‌آوردید که نمی‌توانید از آنها بگذرید؟ در هر رابطه‌ای احتمال از دست رفتن هم هست. اما اگر شما یک نفر را نمی‌توانید فراموش کنید و خاطراتش را رها کنید باید برای خودتان به دنبال دلیل این اتفاق بگردید. احتمالا در این رابطه نیازی از شما ارضا می‌شده و تا به دنبال راهی تازه برای پاسخ‌گویی به آن نیاز نگردید، نمی‌توانید برای زندگی‌تان قدم تازه‌ای بردارید.

چگونه شکست عشقی را از یاد ببریم – آکا,شکست عشقی را از یاد می برید اگر… عشق,شکست عشقی
واقعیت را بپذیرید

می‌توانید در مورد یک موضوع حرف نزنید یا بگویید بی‌اهمیت است، اما این تلاش مشکل شما را بیشتر می‌کند. اگر می‌خواهید از این مشکل رها شوید، باید به چیزی که ناراحت کننده است بپردازید. از تلاش برای فکر نکردن به آن دست بردارید. همه آنچه که در این رابطه گذشته است را بررسی کنید. از خود بپرسید «چه شد که این فرد تا این اندازه روی من تاثیر گذاشت؟» چرا این موضوع شما را تا این حد رنجانده؟ چطور می‌توانید خودتان را تسکین دهید؟ چطور می‌توانید با نبودن آن فرد کنار بیایید و با وجود این از دست دادن، زندگی خوبی داشته باشید؟

یادتان نرود که باز هم از دست می‌دهید

این واقعیت را فراموش نکنید که ما قرار است در جریان زندگی‌مان خیلی افراد را از دست بدهیم. انسان از زمانی که به دنیا می‌آید تا زمانی که از دنیا می‌رود، قرار است بسیاری از نزدیکانش را از دست بدهد و روند طبیعی زندگی است. اما اگر این روند، شما را بیش از اندازه عذاب می‌دهد، باید از خود بپرسید «چرا من نمی‌توانم این از دست دادن را فراموش کنم و از سوگواری بیرون بیایم؟» طبیعی است که شما تا مدتی برای این فقدان ناراحت و پریشان باشید اما سوگواری طولانی مدت، آرام آرام تبدیل به افسردگی می‌شود و همه زندگی شما را در بر می‌گیرد.

اتفاقی که افتاده‌است را بپذیرید و حتی به خاطرش ناراحت باشید. این حق شماست که برای از دست دادن فردی که در زندگی‌تان تاثیرگذار بوده است، غمگین باشید

به نیازهایتان پاسخ دهید

بعد از شناختن نیازهایی که در آن رابطه ارضا می‌شدید، باید به دنبال راهی دیگر برای برطرف کردن آن نیازها بگردید. اگر آن نیازها واقعی بوده است، باید در جای دیگری راهی برای پاسخ گفتن به آنها را جست‌وجو کنید و اگر کاذب بوده است، باید در خودتان دلیل این نیازهای غیرمنطقی و تغییر را جست‌و‌جو کنید.

حستان را زیر ذره‌بین بگذارید

آبا بودن این فرد در زندگی‌تان، منفعتی را به دنبال داشته است؟ برای مثال با او به شما خوش می‌گذشته یا باعث می‌شده چیزی از او یاد بگیرید؟ اگر این منفعت منطقی باشد، می‌شود از آن گذشت و پاسخ آن نیاز منطقی را در جای دیگری پیدا کرد. اما اگر یک نیاز کاذب دلیل دلبستگی بیش از حد شما باشد، با هیچ چیز نمی‌توانید آن را جایگزین کنید. تنها راه شما این است که در خودتان دلیل اصلی این دلبستگی را پیدا کنید و با برطرف کردن مشکلات خودتان، به این سوگواری هم پایان دهید. بعد از، از دست دادن یک رابطه عاطفی، کنار آمدن با دلایل منطقی آسان است. شما به‌راحتی می‌توانید جایگزین دیگری برای آنها پیدا کنید و به زندگی‌تان ادامه دهید. اما اگر دلایل احساسی و نادرست شما را به این رابطه پیوند زده باشد، بیرون آمدن از آن کار آسانی نیست. اگر می‌خواهید بدانید دلبستگی‌تان به این ارتباط منطقی است یا به دلیل ناتوانی‌های خودتان در آن ماندگار شده‌اید، به سؤالاتی که در این مطلب آمده، پاسخ دهید.

چگونه شکست عشقی را از یاد ببریم – آکا,شکست عشقی را از یاد می برید اگر… عشق,شکست عشقی

حستان راست می‌گوید؟

اگرمی‌خواهید بدانید کجای کارید و تا چه اندازه رابطه‌تان با نامزدتان منطقی است، به سؤالات زیر پاسخ دهید. این تست کوچک به شما می‌گوید که به‌خاطر منطق احساس عاشقی می‌کنید یا دلایل نادرستی شما را وادار به عاشق بودن می‌کنند، پس صادق باشید و بدون خودسانسوری‌ پاسخ دهید.

بحث درباره مسائل جزیی

وقتی شما با کسی به مدت ۲۴ سال یا بیشتر زندگی کرده باشید، خیلی خوب همدیگر را می شناسید و مطمئنا دچار کدورت، حتی بر مسائل جزئی و احمقانه مانند گذاشتن لباس چرک ها در جای مناسب خودشان شده اید، اما در اوج این لحظات نمی توانید هیچ کمکی به خودتان بکنید. در اینجا به برخی از این موارد اشاره می کنیم که بیشتر برای زوج های جوانی که هنوز نامزد هستند مفید خواهد بود زیرا متوجه می شوند که در آینده هنگامی که زن و شوهر شدند بر سر چه مسائلی منازعه خواهند داشت. از این طریق می توانند تا حدودی درباره ی این موارد گفتگو و آمادگی های لازم را کسب نمایند.

کشیدن سیفون دستشویی

پرت کردن لباس های چرک بر روی کف زمین به جای قرار دادن آنها در سبد لباس های کثیف

پرت کردن با لشتک ها

چه چیزی برای شام بپزم؟

بردن بچه ها به مهد کودک یا مدرسه

چه کسی بهتر مسیرها را می شناسد

چه برنامه تلویزیونی را تماشا کنید

مسائلی در را بطه با دوستان شما ودوستان همسرتان

در تعطیلات به کجا مسافرت کنید

گوش ندادن به حرف های شما

صحبت کردن در باره همسر قبلی (برای کسانی که بار دوم ازدواج کرده اند)

سفارش به جوانان در آستانه ازدواج

برای یک زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی ، مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد کسانی است که می خواهند با تشکیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند. به طور معمول برای دادن اطلاعات از بایدها استفاده می شود، ولی در این مقاله بنا براین داریم که از نبایدها شروع کنیم و نتیجه گیری اصلی را به عهده شما بگذاریم.

توصیه های ازدواج,توصیه های ازدواج,توصیه های قبل ازدواج,توصیه های قبل از ازدواج,توصیه های شب اول ازدواج,توصیه های رهبری برای ازدواج,توصیه های شب ازدواج,توصیه های بعد ازدواج,توصیه های برای ازدواج,توصیه

توصیه,به,جوانان,ازدواج,خانواده,جوان,مهم,توصیه,ازدواج,مطلوب,اصول,اصول,مناسب,عمر,عمر,اطلاعات,مقاله

۱-   ازدواج نباید بدون توجه به شرایط و موقعیت های زوج جوان صورت گیرد.

این پسرو دخترند که بایستی با تلفیق مجموعه ی توان ها و توانمندی های خود ، به یک زندگی سروسامان دهند نه دیگران . یکی از مشکلات اساسی زوج های جوان درجامعه ما این است که جوان با یک فکر و اندیشه ی آرمانی در صدد رسیدن به یک مدینه فاضله است و این گونه تفکر به او اجازه نخواهد داد تا واقعیت های موجود را احساس ولمس کند. از سوی دیگرواقعیت های موجود درجامعه ، خود را به گونه ای دیگر جلوه می دهند واولین تضاد این گونه ایجاد می شود. ازاین رو بهترین زندگی را کسانی دارند که بتوانند از این جدال و تضاد به عاقبت رهایی یابند.

ازجمله شرایط و موقعیت ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی زوج جوان یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است که بایستی این شرایط همخوان باشد. از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است که براساس دیدگاه ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است . برای مثال اگر پسری همسری بزرگ تر از خود برگزیند ، یا فاصله سنی زوجین ده سال یا بیشتر باشد ، مشکلات عدیده ای برایشان  رخ می نماید که مجال طرح آنها نیست .

۲-   انگیزه ازدواج نباید شهوت وخوش گذرانی باشد.

برای ازدواج انگیزه های عالی و ارزشمندی چون پاسخ به ندای فطرت ، تلاش دربقای نسل، عمل به سنت رسول الله ، تکمیل و تکامل ، و ازهمه قوی تر اطاعت فرمان خداوند وجود دارد که چنانچه هر کدام از اینها به عنوان انگیزه ازدواج باشد، لذت و شهوت وغریزه و… را به همراه خواهد داشت تا جایی که برای این لذت و شهوت ثواب هم خواهد بود. اما اگر این ارزش های عالی ملاک قرار نگیرد ، چون آن خواست ها مادی وهدف هایی سهل الوصل اند، مداومت برآنها انسان را خسته ، سرخورده ومحدود خواهد کرد.

۳-   ازدواج نباید همراه با انگیزه های مادی و دنیوی باشد.

ازدواج هایی که برای رسیدن به عشق ، جاذبه های مادی و قدرت ومال و موقعیت اجتماعی یا دستیابی به امکانات و بهره های دنیوی انجام شود، به علت مادی ونسبی بودن این اهداف و به ویژه این که در کوران حوادث و اتفاقات تحت تأثیر شدید قرار می گیرند و از بین می روند، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.

۴-   ازدواج نباید برای برآورده شدن خواست های دیگران باشد.

به طور معمول ، آرزوهای پدران و مادران ، ایده آل های آنان، خود سری ها و کج فکری های آنها یا حتی انتقام جویی آنان از زندگی ومحرومیت های قبلی شان ، فرزندان را به سوی ازدواج هایی سوق می دهد که در آن یا بایستی یک طرف ، یک عمر مظلومیت و تحقیر را تحمل کند وگذشت وصبوری از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد یا این که هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محکوم به پذیرش این تحکم بدانند یا با به دست آوردن اندک بهانه ای بخواهند خود را از این تحکم پذیری رها ساخته ، در نتیجه باطلاق یا جدایی یا … زندگی را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ کنند.

ناگوارتر از این ، خواست های افراد دیگری به غیر از پدر و مادر است. در بعضی جوامع دیده شده است که دختر خون بهای مقتول است یا دختر به همراه مادر در خانه ناپدری یا … زندگی کرده ، برای امرار معاش تن به سرنوشتی می دهد که خود در شکل گیری آن نقش ندارد.

۵-   انگیزه ازدواج نباید چشم وهم چشمی ها ومقایسه های اجتماعی باشد.

چه بسا مشاهده شده است که پسر یا دختری تنها به خاطراین که مادر یا پدرش می خواهد فرزندشان از دیگر هم سن وسال ها وبستگان کمتر و… جلوه نکند ناخواسته درگیرسرنوشتی می شود که نه به صلاح اوست و نه خود نقشی درشکل گیری آن داشته است .

۶-   ازدواج نباید بدون جلب نظر و راهنمایی و هدایت والدین باشد .

هرچند که درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، لیکن توجه به این نکته نیز ضروری است که والدین بایستی به طور حتم درزندگی وتشکیل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. یعنی لازم است حد ومرزها رعایت شود و فرزندان خودسرانه برای رسیدن به آن چه امروز می بینند اقدام به ازدواج نکنند. تناسب میان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمایی والدین باشد ، نتیجه بخش خواهد بود.

۷-   ازدواج نبایستی بدون مشورت وچاره اندیشی با بزرگترها صورت گیرد.

تجربه ای که بزرگ ترها از زندگی خود آموخته اند در موقعیت هایی بایستی مورد استفاده کوچک ترها قرار گیرد. سخن بجایی است که گفته شده است انسان باید دوبار زندگی کند ، باراول تجربه کسب کند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، یک زندگی سالم داشته باشد. انسان اندیشمند  با کمی تأمل به این نتیجه می رسد که از آن جا که دو بار زندگی کردن ممکن نیست پس به جای زندگی اول می توان از تجربه دیگران و پیشینیان بهره جست . البته این امر در مسئله ازدواج بسیار ضروری است ، چرا که آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی از یک سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ویژگی های اخلاقی هر فرد با توجه به تعلقی که به اصل و نژاد خود دارد از سوی دیگر، در مسئله ی همسر گزینی و توافق زن وشوهر در زندگی بسیار مهم  و حساس است .

۸-   ازدواج نباید بدون توجه به قوانین و دستورهای الهی اسلام باشد.

غریزه جنسی دربسیاری از موجودات زنده از جمله حیوانا ت وجود دارد وانسان نیز دراین ویژگی ، با حیوانات مشترک است . لیکن آن چیزی که موجب تفاوت انسان از سایر حیوانات شده ، موقعیت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستی است. به همان اندازه که انسان در نظام هستی متمایز از سایر حیوانات ، از برتری و شرافت برخوردار است ، مسئله ی برآورده کردن غریزه نیز باید با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مکتب حیات بخش اسلام برای رسیدن انسان به زمینه ای که بتواند غریزه جنسی  را ارضا نماید، دستورازدواج و زوجیت مرد و زن را مطرح کرده ، بر مشروعیت آن تأکید دارد. دستورها و آداب خاصی که اسلام برای زن و شوهر قرار داده ، همه برای حفظ شرافت وجایگاه انسان است تا جایی که تمّرد و سرپیچی زن از شوهر را به نوعی مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفریط در این موارد را بین زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است . بنابراین توجه به قوانین اسلام موجب سعادت وپیشرفت خواهد بود ودر هیچ موردی تاکنون قانونی بهتر ومتعالی تر از اسلام ارائه نشده است.

۹-   در ازدواج، انتخاب همسر نباید بدون معیار وملاک باشد.

مکتب انسان سازاسلام وهمچنین روان شناسان برانتخاب همسر وتوجهی که دراین بحث مورد نظر است تأکید فراوان دارند. همه ی این تأکیدات برای به کارگیری ملاک ومعیار در انتخاب است . آنچه در اسلام  به نام قانون کفویت مطرح است تعبیر بسیار جامع و پر محتوایی است که بررسی آن درجایگاه خود نیاز به ارائه مقالات متعددی دارد که در این جا به اختصار از آن خواهیم گذشت .

درکفویت همسران مسئله کفایت و جامعیت مطرح است وآن هم در ارتباط بین زن و شوهر ودر جنبه های جسمی ، جنسی ، عقلی ، فرهنگی ، علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، روحی وروانی ، دینی ، خانوادگی و … مورد نظر است. آن دو باید همه این جنبه ها را به عنوان ملاک برای انتخاب همسر در نظر بگیرند.

۱۰-     ازدواج نباید فقط تحت تأثیر عوامل اجتماعی صورت گیرد.

انگیزه های اجتماعی ، مخصوصاً آن دسته که در ارتباط با گروه همسالان ، علت و انگیزه ی انجام فعالیتی می شوند، درازدواج  بایستی بسیار کنترل شده ودقیق مورد تحلیل و توجه قرار گیرند. این انگیزه ها اغلب آنی و زودگذر است وبسیاری از اوقات هم فریبنده و کاذب . دوست یابی ها، محبت ها وعشق های خیابانی  و کوچه بازاری که معمولاً ازموارد منفی عوامل اجتماعی اند ومقبولیت عام اجتماعی نیز ندارند، باید در ازدواج کاملاً کنترل بشوند، زیرا اگر ازدواجی با این انگیزه ها وعوامل انجام شود دارای عاقبت و پایان خوبی نخواهد بود.

۱۱-     ازدواج نباید مخالف امور ومقتضیات طبیعی باشد.

در نظام هستی که نظامی دارای ضابطه وحساب دقیق است، مسئله زوجیت یکی از مسائل مهم است. زوجیت ، لازمه تکمیل وتکامل و ثمردهی هستی موجودات است و برای این امر مهم ، شرایط طبیعی نیز درنظر گرفته شده است . به عنوان مثال گرده افشانی گیاهان در زمانی معین به نتیجه خواهد رسید و ازدواج هم در کودکی یا میان سالی و پیری نتیجه خوبی نخواهد داشت . لذا لازم است در ازدواج  به این گونه امور و موارد دقت و توجه کافی شود .

نحوه رفتار با همسر

برای اینکه به برخی از اصول رفتار با شوهر پی ببرید . می توانید این مطلب نسبتا کوتاه را بخوانید و سعی کنید در زندگی موفقی که در صدد پایه ریزی آن هستید بکار ببرید :
۱ – همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

۲ – همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسؤول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

۳ – جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.

۴ – برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌کارید.

۵ – وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌.

۶ – به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.

۷ – او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد.

۸ – نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید.

۹ – زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقهٔ شما را نشان می‌دهد.

۱۰ – هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوهٔ خود ابراز محبت می‌کند.

۱۱ – او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر درسالگرد ازدواج‌ تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیهٔ مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید.

۱۲ – از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نمایید.

۱۳ – اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می‌شود.

۱۴ – برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود. بنابراین سعی می‌کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می‌گردد.

۱۵ – سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنیکه توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند. زیرا این مسئله باعث می‌شود که وی خود را بخشنده‌تر و دوست داشتنی‌تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی‌نهایت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.

۱۶ – اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان‌شناس کمک بخواهید.

۱۷ – زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می‌گردد.

۱۸ – در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسؤول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد.

۱۹ – او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود.

۲۰ – وقتی شما در می‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگوییدعشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید .

ازدواج مدرن یا سنتی

لطفاً در حد امكان به طور جامع و دقيق، نظرتان را نسبت به ديدگاه من بيان كنيد : «ازدواج های سنتي به اين دليل ناكارآمد و اشتباه است كه دختر و پسر محبت چنداني نسبت به هم پيدا نمي‌كنند، در صورتي كه يكي از عوامل مؤثر ازدواج موفق، عشق، صميميت و اظهار علاقه شديد دختر به پسر و پسر به دختر است اما در ازدواج‌هاي سنتي مرسوم، پسر علي رغم اينكه دختر هم كفو خود را هنوز پيدا نكرده است، دست آخر به دليل فشارهايي كه از طرف اجتماع و محيط و حتی فشارهاي روحي رواني به او وارد مي‌شود، مجبور مي‌شود با دختري ازدواج كند كه هيچ علاقه اوليه‌اي به او ندارد، معلوم هم نيست در آينده چنين علاقه‌اي بين ‌شان ايجاد شود يا نه! كه اين يك ريسك بزرگ و خطري جدي براي ازدواج است. اما در ازدواج‌هاي مدرن و امروزي، دختر و پسر در محيط های مختلف (به خصوص دانشگاه) با يكديگر آشنا مي‌شوند، دو را دور با يكديگر ارتباط دارند، كمابيش رفتار يكديگر را زير نظر دارند و بالاخره در در مدتي كه با هم در ارتباط هستند (البته با حدود مشخص) يك شناخت اوليه و اساسي از يكديگر پيدا مي‌كنند و بر اساس همين شناخت‌ها و روابط است كه دو نفر ممكن است نسبت به هم علاقه‌مند ‌شوند، البته نه علاقه شديد و افراطي، علاقه‌اي كه زمينه اي مي‌شود براي تحقيق، بررسي، و شروع براي مقدمات خواستگاري و بررسي همه‌جانبه اخلاقيات دختر و هچنين خانواده او. پس از اين كه پسر به همراه خانواده به خواستگاري دختر مي‌رود، تحقيقات گسترده زير نظر خانواده ها ادامه پيدا مي‌كند، در نهايت دو طرف به اين نتيجه مي رسند كه انتخاب درستي كرده‌اند و يا نه و هم‌ كفو يكديگر نيستند؛ در صورتی که هم کفو هم باشند، هر دو تصميم به ازدواج مي‌گيرند، و قطعاً چنين ازدواجي كه با علاقه شروع شده باشد استحكام بيشتري نسبت به ازدواج سنتي‌اي دارد كه دو نفر بدون علاقه با يكديگر ازدواج مي‌كنند».

از مکاتبه تان با این مرکز حق شناسی کرده و سپاسگزاریم؛ امیدواریم همراه و راهنمای خوبی برایتان باشیم.
پرسشگر گرامی؛ شما در ديدگاهي كه بيان كرديد گزاره هايي را مطرح كرده ايد كه برخي از آن ها اشتباه است. مثلاً گفتيد «در ازدواج سنتي، پسر علي رغم اينكه دختر هم كفو خود را هنوز پيدا نكرده، به دليل فشارهاي مختلف با دختري ازدواج مي كند كه به او علاقه ندارد!». اين جمله درست نيست، البته شايد فردي با كوته فكري و تصميم اشتباه دچار اين معضل بشود ولي افرادي كه آگاهانه و با مشورت و تحقيق براي امر ازدواج خود پيش مي روند دچار اين موضوع نمي شوند به دليل زير :
– هيچ پسر و خانواده ای (که صاحب عقل و خرد باشند) چشم بسته به خواستگاري دختري نمي روند، و قبل از آن تحقيقات لازم را انجام مي دهند و اطلاعات لازم را از ويژگي هاي آن دختر (ويژگيهاي ظاهري و رفتاري) و خانواده اش كسب مي كنند و بعد اقدام مي كنند. سپس گفتگوهايي بين دختر و پسر صورت مي گيرد (زیر نظر خانواده های طرفین)، در چند جلسه (باتوجه به ميزاني كه خود و خانواده هايشان تعيين مي كنند) تا در مورد معيارها و اهدافشان در زندگي صحبت كنند. پس از اين فرآیند و انجام تحقيقات تكميلي و مشورت هاي لازم، اگر آن ها به توافق رسيدند، وارد دوره عقد (نامزدي) مي شوند (جاري شدن صیغه عقد)؛ در اين دوره هم باز فرصت براي شناخت بيشتر و کامل تر وجود دارد، مضاف بر اينكه در این دوران، علاقه هم ميان آن ها تشديد مي شود و آن ها را آماده ورود به زندگي مشترك مي كند. حال در اين دوران به هر دليلي اگر يكي از طرفين به اين نتيجه رسيد، كه اين ازدواج برايش مناسب نيست و مشكل به وجود آمده هم به هیچ وجه قابل حل نمي باشد، مي تواند آن را به هم بزند. پس وقتي دختري و پسري در جريان خواستگاري يا در دوران عقد متوجه شدند كه به هم علاقه اي ندارند و نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند، از ازدواج با هم و ورود به زندگي مشترك صرفنظر مي كنند.

*** اشكالي ندارد كه فرد با رعایت مسائل شرعی، دختري را براي ازدواج مد نظر داشته باشد (در هر محيطي) و رفتارهاي ظاهري اش را به طور نامحسوس پيگيري كند، و اگر او را مناسب ديد، به خانواده خود اطلاع دهد و به طور رسمی به خواستگاريش برود؛ اما اگر قرار باشد رابطه اي پنهاني بين دختر و پسر نامحرم صورت گيرد، به بهانه ازدواج و شناخت بيشتر و ايجاد علاقه، بايد گفت كه از لحاظ شرعي داراي اشكال است و بايد از آن اجتناب كرد به دلايل زير :
– یکی از مهمترین دلایلی که دين، انسان را از روابط بي چارچوب و خارج از شرع با جنس مخالف نهي مي كند، این است که امكان آلوده شدن به گناه در این روابط وجود دارد. به دليل غريزه جنسي و كشش خدادادي كه بين جنس زن و مرد وجود دارد (كه براي شكل گيري ازدواج هم لازم است)، هيچ انسان سالم و عاقلي نمي تواند بگويد من در رابطه دوستانه و عاطفي با جنس مخالف (حتي به قصد شناخت و ازدواج) به گناه آلوده نمي شوم؛ اين امكان گناه، بدون شك وجود دارد. بارها اتفاق افتاده كه دختر و پسر (حتي به قصد ازدواج و شناخت بيشتر از هم) با هم رابطه پيدا كرده اند و به خود مطمئن بوده اند و مي خواستند كه شرعي هم عمل كنند ولي لغزيده اند و علاوه بر صدمات روحي حاصل از اين رابطه ها، به وادي گناهان بزرگ نيز كشيده شده اند و حالا پشيمانند.
– علاوه بر اينكه احتمال آلوده شدن و لغزش از طرف خود فرد وجود دارد، امكاني ديگر از طرف فرد مقابل هم هست. اگر طرف مقابل اقدام به كاري گناه آلود كند، طرف ديگر نيز درگير خواهد شد. حتي اگر كسي بگويد من مقابله مي كنم و جلوگيري مي كنم!؛ چون به هر حال اتفاق رخ داده و در ذهن فرد هميشه باقي مي ماند و اين اتفاق را هم خود فرد با اقدام به اين نوع رابطه ايجاد كرده است. پس امكان آلوده شدن به گناه در روابط دختر و پسر بسيار بالا و دو طرفه هم هست. انسان عاقل و ديندار وقتي با اين امكان كه فضاي روح و فطرتش را آلوده مي كند، مواجه مي شود، هيچ گاه به بهانه هاي مختلف، به سمت آن نمي رود.

*** شما مي گوييد «دختر و پسر با هم رابطه داشته باشند، با حدود مشخص! و علاقه شديد هم نسبت هم پيدا نكنند!» در اين زمينه بايد به دو نكته مهم اشاره كرد :
– اولاً علاقه پيدا كردن، امري غير اختياري و دروني است (البته فراهم كردن مقدمات و زمينه هاي ايجاد علاقه، مي تواند اختياري باشد) و شما نمي توانيد در رابطه با جنس مخالف، تعيين كنيد كه اين علاقه من شديد نشود!؛ به دليل كشش طبيعي بين زن و مرد معمولاً در اينگونه روابط، علاقه ها، بدون شكل گيري شناخت واقعي، تشديد مي گردد.
– ثانياً حدود رابطه (آن هم رابطه اي عاطفي) را شما نمي توانيد در اينگونه رابطه ها مشخص كنيد؛ فراموش نكنيد كه در این نوع موقعيت هاي گناه آلود، غريزه جنسي فعال مي شود و هر آن ممكن است باعث ايجاد گناه گردد.

*** توجه به موارد زير، نیز اين موضوع را روشن مي كند، كه براي ازدواج نبايد به رابطه هاي غير شرعي ورود پيدا كرد، چرا كه آسيب هاي فراواني را براي طرفين (به خصوص دختر) دارد :
۱. آيا فكر مي كنيد در اين نوع رابطه ها شناخت صحيح و حقيقي صورت مي گيرد؟ بهتر است بدانید شناختی که دختر و پسر هنگام خواستگاری رسمی و در دوران عقد و نامزدی از یکدیگر کسب می کنند بسیار دقیق تر، کامل تر و بهتر از این شناخت هایی است که در رابطه های پنهانی و غیر شرعی صورت می پذیرد. در رابطه هاي پنهاني و غير شرعي هيچ گاه شناخت صحيح رخ نمي دهد و دختر و پسر مدام در اضطرابند (به دلیل مخالفت شرع و مقاومت عرف) و واقعيت هاي شخصيت خود را نمودار نمي كنند. همچنين علائق نيز مانع ايجاد شناخت صحيح در فرد مي شود و او خيلي از حقايق را نمي تواند ببيند؛ حقايقي كه بعد از شروع زندگي مشترك، نمود پيدا مي كنند و خيلي اوقات باعث از هم پاشيدن زندگي مشترك مي گردند. شما در اين رابطه ها فقط ظاهر را مي بينيد و بر اساس آن قضاوت مي كنيد، و معمولاً هم چيزي جز خوبي نمي بينيد! اما در دوران عقد، به خانه همديگر مي رويد و خانواده هاي هم را مي بينيد، همراه يكديگر در مهماني ها شركت مي كنيد، به مسافرت مي رويد و … و با بسياري از رفتارهاي هم آشنا مي شويد؛ خودتان بگویید اين شناخت صحيح تر و بهتر است، يا شناختي كه در رابطه هاي مخفيانه و پنهانی صورت مي گيرد؟
۲. فكر كنيد شما پس از مدتي كه به شناخت بيشتر رسيديد! متوجه شويد كه طرف مقابل به درد شما نمي خورد (به هر دليلي)، تكليف چيست؟ صدمات روحي فرد مقابل را چه كسي پاسخگوست؟ آيا شما مدت زمانی ديگر با فرد ديگري مي خواهيد رابطه برقرار كنيد تا به شناخت برسيد و تازه شايد به درد هم بخوريد، شايد هم نه! و این چرخه را همین طور ادامه دهید!. بله ما هم موافقيم كه براي شكل گيري يك ازدواج موفق، دختر و پسر بايد به هم علاقه داشته باشند و از هم شناخت كافي پيدا كنند و چشم بسته به زندگي مشترك ورود پيدا نكنند. مقداري از اين شناخت و علاقه، هنگام تحقيق و صحبت هاي خواستگاري رخ مي دهد و مقداري هم در دواران عقد. همانطور كه گفتيم، اگر در دوران عقد، زوجين همديگر را نپسنديدند (به دليل اختلاف در مسائل اساسي زندگي و نه مسائل فرعي و جزيي)، به طور قانوني اين رابطه شرعي را پايان مي برند و به ازدواج ختم نمي كنند.
۳. چه تضميني هست كه پسر به دنبال سوء استفاه از دختر نباشد؟ به فرض به دنبال سوء استفاده هم نباشد، چه تضميني هست پسر پس از مدتي كه با دختري بود و شناخت لازم را كسب كرد، بگويد حالا به خواستگاريت مي آيم. اگر بگويد اخلاقت را نپسنديدم و ما به درد هم نمي خوريم، دختر چه احساسي پيدا مي كند؟ اگر اينگونه شود، دختر چكار مي تواند بكند؟ رابطه اي غير شرعي كه هيچ تعهدي طرفين به هم نداده اند و جايي هم ثبت نشده و دست دختر هم به هيچ جايي بند نيست. انسان اگر مدت زماني حتي با پرنده اي هم نشين باشد، به او علاقه مند شده و به او عادت مي كند و دل كندن از او برايش سخت مي شود. در رابطه با ارتباط هاي انساني (آن هم بين دو جنس مخالف) اين عادت و دلبستگي بسيار شديدتر مي شود. اين نوع رابطه ها به ايجاد دلبستگي مي انجامد و با گسست آن صدمات روحي و عاطفي به سراغ فرد مي آيد.
۴. برخي اوقات رفتارهاي اشتباه ما، باعث نرسيدن به اهدافمان مي شود. چندي پيش جوانی از من مشاوره می خواست و مي گفت «عاشق دختري هستم و يكسال با او رابطه دارم، ولي او از من به تازگي متنفر شده است (به دليل صحبت هایی که در اين مدت بين شان رد و بدل شده بود و رفتارهایی که از او دیده بود) و اجازه خواستگاري را هم به هيچ وجه نمي دهد»؛ افسرده بود و بسيار ناراحت. خب اين جوان اگر از همان ابتدا به طور رسمي و با خانواده اش به خواستگاري اين دختر مي رفت و به اين گونه روابط آسيب زا ورود پيدا نمي كرد، به احتمال بسيار زياد به خواسته اش مي رسيد، ولي او با رفتاري غير شرعي، باعث شد كه به دختر مورد علاقه اش نرسد. به این نکته مهم توجه داشته باشید که در این نوع روابط، یک حرف یا یک رفتار بی اهمیت و سطحی، می تواند ارتباط را پایان دهد ولی وقتی ازدواج صورت می گیرد و تعهد ایجاد می شود، این نوع رفتارها با گذشت و چشم پوشی طرفین برطرف می شود و خللی در زندگی ایجاد نمی کند.
۵. بارها اتفاق افتاده که پسري به دختري قول ازدواج داده و گفته مدتي با هم باشيم تا شناخت بيشتري از اخلاق و رفتار هم كسب كنيم و پس از كسب شناخت و جور شدن شرايط به خواستگاريت بيايم و با هم ازدواج كنيم؛ اما پس از مدتي، پسر به راحتي گفته من ديگر قصد ازدواج با تو را ندارم (به بهانه هاي مختلف : ديگر عاشقت نيستم و برايم جذاب نيستي، ما به هم نمي خوريم، سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده ات پايين است، تو كه الان با من رابطه برقرار كردي، از كجا معلوم كه قبلاً با كس ديگري نبودي و چه تضميني هست كه بعد از ازدواج با ديگري رابطه برقرار نكني و …). اينها همه واقعي است و رخ داده. حتي برخي اوقات شرايط حادتري هم به وجود آمده است (رابطه جنسي و …) كه آينده زندگي دختر را به تباهي كشانده است. وقتي ديگران اين مسير اشتباه را تجربه كرده و تلخي آن را گزارش كرده اند، آيا عاقلانه است كه ما هم همان مسير اشتباه را برويم؟!
۶. خيلي اوقات هم دختر و پسر، اين رابطه ها را مي خواهند تبديل به ازدواج كنند ولي خانواده ها (يكي يا هر دو) مخالفت مي كنند و مانع شكل گيري ازدواج مي شوند. اگر اين اتفاق براي كسي بيفتد (والدين دختر يا پسر مخالفت كنند و اجازه ندهند)، چكار بايد كرد؟ دلبستگي ايجاد شده ولي امكان وصال نيست و همين باعث آسيب هاي روحي و افسردگي در فرد مي گردد؛ ولي اگر به اين نوع رابطه ها ورود پيدا نكنيم و هر وقت تصميم به ازدواج داشتيم، به طور رسمي خواستگاري كنيم، دلبستگي ايجاد نمي شود و اگر هم جواب منفي بشنويم زياد ناراحت نمي شويم و به راحتي با آن كنار مي آييم و به سراغ گزينه ديگري مي رويم.

راههای همسرداری موفق

۱- ازدواج خود را مامن و سر پناه امنی قرار دهید تا در آن زخم های خود را التیام بخشید . به معشوق خود تکیه کنید و بگذارید که او نیز به شما تکیه کند تا بدین وسیله زخم های او نیز التیام یابد

۲- معجون عشق:توجه ، محبت ،قدر دانی،۳بار در روز هر بار ۳دقیقه از معجون عشق به معشوق خود بخورانید تا قلب و روح او را سیراب کنید، سپس ببینید که چگونه مقابل دیدگان شما از خوشحالی ،رضایت و احساس خوشبختی خواهد درخشید.

۳- از روی انتخاب و برخاسته از میل و رضایت ، عشق بورزید نه از سر اجبار و اصرار . فقط با این شرایط است که عشق ورزیدن به تجربه ای رضایت بخش و ارضا کننده تبدیل خواهد شد. گاهی اوقات “نه” گفتن همان گوش دادن به ندای کوچک درونی خودتان و برآوردن آن است.

۴- بگذارید کسانی که دوستشان دارید بفهمند چقدر به آنها عشق می ورزید. هرگز این حقیقت را از آنها مخفی نکنید . هرگز کلمات محبت آمیز خود را برای آینده ای دور” پس انداز” نکنید.هیچ گاه عشق ورزیدن را به تعویق نیندازید و هرگز آنان را که دوستشان دارید ترک نکنید .

۵- هرگز برای عشق ورزیدن منتظر لحظات خاص نشوید . از لحظه لحظه ی زندگیتان به منظور عشق ورزیدن ، آن هم با تمام وجود و از اعماق قلب خود استفاده کنید و بهره جویید .

۶- هر روز سه بار و هر بار برای مدتی ،به همسر خود عشق بورزید . خواهید دید که در طول روز ، همواره به یاد همسرتان خواهید بود . و در خود جاذبه ی بیش تری نسبت به او احساس خواهید کرد . به طوری که در انتظار عشق ورزیدن  بعدی سر از پا نخواهید شناخت .

۷- عشق و نیاز به معشوق را آتشی ببینید که به خرمن جانتان افتاده است . هر بار که به معشوق خود عشق می ورزید تصور کنید این عشق با حرارت و نیاز از دست شما به بدن او منتقل می شود و جسم و جانش را به لذت و سرور مشتعل می نماید و قلب و روحش را با شعف و شادمانی سیراب می کند.

۸- دست کم هفته ای یکبار ، اوقاتی را به تخلیه و حل و فصل تنش های روحی و احساسی تولید شده میان خود و معشوقتان اختصاص دهید . سپس تمامی حقیقت را در مورد احساساتتان با او در میان بگذارید . هر آنچه از رفتار و گفتار او را که تمام و کمال هضم و جذب نکرده اید، دوباره مطرح بکنید و به احساسات او نیز در این باره گوش فرا دهید.

۹- از اهداف روحی و احساسی ای که در ازدواج خود تعقیب می کنید لیستی تهیه کرده و آن ها را با نامزد/همسر خود در میان بگذارید . آرمان هایی را که ازدواج خود به دنبال تحققشان هستید حتما” به اطلاع او برسانید .

۱۰- هنگامی که احساس می کنید در مقابل احساسات نامزد/همسرتان جبهه گرفته اید یا در مقابل آن ها از خود مقاومت نشان می دهید ، لحظه ای بایستید و درنگ کنید . سپس از خودتان بپرسید : آیا او هم با احساسات خود به چیزی اشاره نکرده است که من از روبرو شدن و کنار آمدن با آن سرباز می زنم .

۱۱- با دیدگان خود به معشوق خود عشق بورزید . بیاموزید که چگونه آگاهانه و با هوشیاری به دنبال زیبایی های او بگردید و شکوه ،اعجاز و ظرافت های واقعی و طبیعیش را دریابید .

۱۲- با نگاه کردن به همسر خود او را بستایید و تحسین کنید . با صحبت کردن به همسر خود عشق بورزید و او را شریک زندگی خود در تمامی لحظات بدانید.

۱۳- به چشمان معشوق چنان خیره شوید که گویی نقطه ای ماورای چهره ی جسمانی او را می بینید. با چشم جان خود ، فراتر از جسم فیزیکی معشوق را نظاره کنید تا ماهیت و جوهره ی ذاتی و حقیقی او را ببینید و خویشتن حقیقیش را همان گونه که هست ،دریابید. سپس چشمتان حقایق روشنی را خواهد دید که واژگان هرگز یارای آموختن آن ها را به شما نخواهند داشت . آری فقط در این هنگام است که تمامی حقیقت را ئر مورد او احساس خواهید کرد .

۱۴- هنگامی که نامزد /همسرتان عصبانی و خشمگین می شود او را کودک آزرده و رنجیده ای ببینید که نمی داند چگونه تقاضای همیاری ،آرامش و همدلی کند . این عمل به شما کمک خواهد کرد تا با خشم و عصبانیت از خود واکنش نشان ندهید بلکه با عشق ورزی و پذیرش به او پاسخ دهید .

۱۵- به هنگام عشق ورزیدن،احساسات و عواطف خود را نیز با معشوق قسمت کنید.درونیات خود را با او در میان بگذارید. احساسات خود را به او نشان دهید.هم چنین خواسته ها و نیازهایتان،عمیق ترین احساسات قلبی و نیز عشق خود را با تمامی عمق و وسعت آن به او ابراز کنید.

۱۶- با معشوق به گونه ای رفتار کنید که گویی طفل تازه تولد یافته ای است : شکننده و آسیب پذیر . به جز دوستان ،حامیان و زوج هایی که با عشق متقابل با یکدیگر رفتار می کنند ، شخص دیگری را به اطراف او راه ندهید . درست همان گونه که به جز دوستداران و خیر خواهان کودک تازه تولد یافته تان ، حضور کسی دیگر را پیرامون او تحمل نمی کنید.

۱۷- قلب و روح معشوق را با کلمات و واژه های محبت آمیز و عاشقانه سیراب سازید . جز عشق و محبت و صفا چیز دیگری را به پای او نریزید .

۱۸- هنگامی که با همسر خود صحبت می کنید به جز عشق او از چیزهای دیگر چشم پوشی کنید . با تمام وجود عشق بورزید و بگذارید زندگی شما سراسر عشق و محبت شود .

۱۹- هنگامی که در روابط خود با نامزد / همسرتان با مشکلی مواجه شدید هرگز به روابط عشقی نامشروع پناه نبرید . اگر نسبت به چنین روابطی احساس نیاز می کنید آن را هشداری دال بر این بدانید که ازدواجتان با مشکل روبه رو شده است . از انرژی های خود برای بهبود بخشیدن و یا تکامل ازدواجتان استفاده کنید .

۲۰- ارتباط بیشتری میان خود و معشوقتان برقرار کنید، آن هم نه فقط بین بدن هایتان بلکه میان افکار، قلب ها و روح هایتان . هر چه ارتباط میان خود را قوی تر و عمیق تر سازید بافت ازدواجتان نیز استحکام و دوام بیشتری خواهد یافت .

۲۱- هنگامی که با همسر خود ، روابط زناشویی دارید آن را بزرگداشت و گرامی داشت زندگی و ازدواجتان ببینید و از نیروی آن برای تحکیم این ازدواج استفاده کنید . با این روش می توانید لذت جسمانی صرف را به وجد ، شعف و سرور فیزیکی – جسمانی و نیز احساسی _ عاطفی بدل نمایید .

۲۲- جرات و شهامت روحی آن را داشته۹ باشید که معشوقتان را با تمام وجود دوست بدارید و به او عشق بورزید . او را به درون خود راه دهید و اجازه دهید تا تمامی قسمت های وجودی شما را تمام و کمال – همان گونه که هستید – ببیند : توانمندی ها و ضعف ها ، امید ها و یاس ها ، آرزوها و ترس ها ، “بالغ ” توانمند و آگاه و نیز کودک ترسیده و تنهایتان را .

۲۳- هرگاه خواستید جوهره و ماهیت اصلی عشق را با تمام ژرفایش احساس کنید از همسر خود بخواهید صمیمانه شما را دوست بدارد و عشق بورزید تا ارتباط محبت آمیزتان را دوباره باز یابید .

۲۴-  خواسته ها و نیاز های خود را گرامی و محترم بشمارید . این نیاز ها و خواسته های تان هستند که به شما فرم انسانی و نیز احساس سر زندگی و زنده بودن می دهند . هر چه بیش تر با نیاز ها و خواسته های طبیعی خود در تماس باشید و آن ها را ابراز کنید ، عشق ، شور ، حرارت ، رضایت و غنای بیش تری را در روابط خود تجربه خواهید کرد .

۲۵- بیاموزید جز حقیقت ، چیزی به معشوق خود نگویید . این حقیقت محض ، کامل و بی کم و کاست است که تنها روزنه ی امید ازدواجتان به شمار می رود . حقیقت ، شما را آزاد خواهد ساخت و آزادی نیز به شما این امکان را خواهد داد تا سبکبالانه عاشق شوید و عاشق نیز بمانید .

۲۶-  جادو و اعجاز عشق را چنان میان خود و همسرتان زنده نگه دارید که گویی ، دارای یک ماجرای عشقی همیشگی با او هستید !

۲۷- تمامی سعی و تلاش خود را بکار گیرید تا هر گونه احساسات و عواطف منفی را میان خود و نامزد / همسرتان برطرف کنید . چنان چه این احساسات را حل و فصل نکنید آن را به ارتباط زناشویی بعدی خود نیز انتقال خواهید داد .

۲۸- ازدواج رمانتیک خود را به خدا یا نیرویی برتر بسپارید تا آن را از گزند حوادث و بلاها محفوظ بدارید و به خود نیرو بخشید . همانا این گرامی داشت و بزرگداشت منبع و سرچشمه ی عشقی است که در یکدیگر یافته اید . این همان طلب کردن روشنی و بصیرتی است که برای گسترش و رشد مستمر این هدیه و موهبت الهی بدان نیاز دارید .

۲۹- هنگامی که شما و معشوق در راه عشق خود با مشکلات و سختی هایی روه رو شدید به یاد بیاورید که شما و او به دلایلی همسفر شده اید . فقط برخاسته از این حس عمیق باز شناختن و به یاد آوردن است که می توانید خشم و انزجار خود را هر چه سریع تر تخلیه کرده ،رنجش و آزردگی را پشت سر گذاشته و به بخشش و عشق برسید . سپس دوباره خواهید توانست پیوند جاودانه ی خود را که همواره در زیر این گونه احساسات مدفون بوده ،باز یابید .

۳۰-  عشق ورزیدن را انتخاب کنید . عشق خود را ابراز و آن را با دیگران قسمت کنید . عشق تان را پنهان نکنید بلکه آشکار و روشن نشانش دهید . منتظر نمانید که احساسی تند و آتشین از عشق بر شما چیره شود تا در نهایت اقدامی صورت دهید . بدانید که با برگزیدن عشق ، نه فقط معشوق را خرسند و خوشحال خواهید ساخت بلکه عشق خود را نیز با قوت و عمق بیش تری احساس خواهید کرد و شادی و شادمانی را برای خود به ارمغان خواهید آورد .

۳۱- هنگامی که به دیدگان معشوق خیره می شوید به خود اجازه دهید تا مانع ها ، فاصله ها و جدایی ها را زیر پا گذاشته و در نورید تا پس در یک لحظه ، روح شما و معشوق یکدیگر را لمس کنند .

 ۳۲- کودک ترسیده و آسیب پذیر درون همسرتان را شناسایی کنید . آمال و آرزوهای او را باز شناسید ، عطش خواستن او را سیراب کنید … خوبی های روح او را دریابید … حال ، باز هم ژرف تر بنگرید و به دنبال عشق بگردید . معشوق را نمودی کامل ، خالص و بی عیب و نقص از عشق ببینید .

۳۳- توانایی و قابلیت عشق ورزیدن ، بزرگ ترین موهبتی است که در اختیار دارید . اعجاز حیات و زندگانی را با جشن گرفتن لحظه به لحظه ی آن ، بزرگ و گرامی بدارید . موهبت عشق را با عاشق بودن و ” الگو ” و “مظهر” عشق بودن ارج نهید و گرامی بدارید .

۳۴- برای بروز و ظهور خلاقیت های خود ، فعالیت های خلاق و رضایت بخش مناسبی بیابید تا ازدواجتان به صورت تنها منبع و یگانه تکیه گاه انرژی های خلاق شما در نیاید .

۳۵- هرگز سعی نکنید خود را در مقابل معشوق تحقیر کنید و یا کوچک و ناچیز جلوه دهید . چنان چه قسمتی از بخش های وجودی خود را دوست ندارید یا نمی پسندید ، آن را تغییر دهید . سپس هنگامی که از شما تعریف یا تمجید می کنند به گفتن “متشکرم” اکتفا کنید و هرگز برای تعدیل یا بی اهمیت جلوه دادن نکات مثبت و توانایی های خود چیزی نگویید .

۳۶- خود را متعهد سازید تا بیاموزید آن گونه که معشوق به راستی استحقاق آن را دارد به او عشق بورزید . از او بپرسید : “چگونه می توانم تو را بیش تر دوست داشته باشم ؟” ، “چگونه می توانم این احساس را به تو منتقل کنم که بسیار دوست داشتنی هستی ؟ ”

۳۷- حتما” درباره ی تمامی آن چه شما را ناراحت می کند یا عصبانی کرده با نامزد / همسر خود صحبت کنید .

۳۸- به خود اجازه دهید عشق ورزیدن را بیاموزید . هر آنچه را در باب عشق وجود دارد بشنوید ، بخوانید و یاد بگیرید . هرگز فرض نکنید که در مکتب عشق “همه چیز دان ” هستید .

همسرداری اسلامی

آئين همسر داري در اسلام، و مي توانيم بگوييم که فاطمه زهرا تجسم قرآن بود يعني در قرآن هر چه آيه براي کمالات هست بالاترين درجه اش را شما در حضرت زهرا مي بينيد. حالا خانمها، دخترهاي عزيز، خانمهاي محترم، يک نگاهي بکنند ببينند چقدر با اين خط کشي که امشب من مي گويم اگر هر اندازه به خط نزديک ترند بيشتر خدا راشکر کنند. هر اندازه فاصله گرفته اند ببينيم چقدر فاصله داريم.

۱- حضرت زهرا( سلام الله عليها)، قرآن مجسّم

زهرا (س) قرآن مجسم. قرآن لفظ که شود، مي شود قرآن . و انسان که بشود، مي شود زهرا. چطور؟ در قرآن آياتي داريم مثلاً مي فرمايد که: ۱- «و بالوالدين احسانا» بالاترين درجه احسان فاطمه زهرا بود بقدري نسبت به پدرش احترام مي کرد که پدرش گفت: تو دختري يا مادر، محبت هايي که تو مي کني محبتهاي دختري نيست، محبتهاي مادري است تو ام ابيها هستي تو مادر پدرت هستي. احسانش از مرز دختري فراتر مي رفت وقتي حضرت رسول (ص)، به او فرمود: که بعد از رحلت من نزديک ترين کسي که به من ملحق مي شود تو هستي، خنديد به عنوان مثال پيغمبر الآن دارد از دنيا مي رود فاطمه زهرا پريشان شد، کنار گوشش فرمود: که پريشان نشو من که از دنيا بروم تو فوراً به من ملحق مي شوي. خنديد يعني عروسي که در هجده سالگي، دختر جوان وقتي خبر مرگ را مي شنود مي خندد بخاطر اينکه به پدرش ملحق مي شود. چقدر انسان بايد پدرش را دوست داشته باشد که از جواني و عروسي و داماد و شوهر به راحتي بگذرد و به مرگ لبخند بزند. اين عشق به پدر اگر هم بحث «بوالدين احسانا» هست قله اش زهرا است.

۲- در قرآن داريم «اخبتوا الي ربّهم»، يعني دربست مال خدا باشيد. نه حالا چند درصد خدا چند درصد هم غير خدا، اگر بناست که ما در بست مال خدا باشيم مخبطين باشيم و دربست باشيم دربستي يعني اينکه حتي يک هزارم حواسمان به غير خدا پرت نشود. اگر در قرآن داريم «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ آل عمران/۹۲» يعني نمي رسيد به بر به نيکي نمي رسيد « حَتَّى تُنْفِقُوا آل عمران/۹۲»ا مگر اينکه انفاق کنيد « مِمَّا تُحِبُّونَ آل عمران/۹۲» هر چه را دوست داريد بدهيد اگر چيزي را دوست داريد به فقير بدهيد. نه حالا اين پيراهن که تنگ شده کوتاه شده رنگش رفته از مد افتاده چيزهايي که مي خواهي بيرون بريزي به فقير بدهي که هنر نکرده اي چيزي را که دوست داري بده قرآن مي فرمايد: اگر مي خواهي رشد کني هر چه را دوست داري بده ما وقتي پول بخواهيم بدهيم به فقير اگر پولي را در آورديم اگر پول سياه بود مي دهيم به فقير سفيد را نگه مي داريم براي خودمان با اين که پول سفيد هم چند دقيقه ديگر خرج مي شود ولي دلمان خوش است يک چند دقيقه اين پول سفيد در جيبمان است .

۲- رسيدگي به محرومان، ويژگي اهل بيت پيامبر عليهم السلام

قرآن مي فرمايد: هر چه را دوست داري بده من چيزي که دوست دارم اين است ما اگر گوسفندي قرباني کنيم کبابيهايش را مي گذاريم در يخچال مي گوييم که اين باشد کباب کنيم کله پا چه اش هم مال فردا صبح سيراب شيردانش هم براي فردا عصر ديگر حالا هر چه مانده بود در راه خدا مي دهيم هر چه دوست داريد بدهيد. اگر در قرآن مي گويند و «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ الإنسان/۸» به فقرا غذا بدهيد زهرا (س) نزديک افطار بود که يک شب فقير و يتيم و اسير در خانه را زدند و غذاي افطاري شان را دادند. تمام آياتي که در قرآن مي فرمايد: «في سبيل الله» فقط براي خدا کار بکنيد اينها وقتي افطارشان را به فقير دادند گفتند «إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا الإنسان/۹» نه جزا مي خواهيم از شما نه شکور، تشکر. توقع تشکر هم نداريم. ما اين را براي خدا مي دهيم حالا اصلاً هيچ توقعي نداريم، که شما حتي به ما دست شما درد نکند هم نگوييد اگر اخلاص است اين است.

اگر در قرآن آياتي براي جهاد هست زهرا در جنگ خندق شرکت کرد. در جنگ احد شرکت کرد. اگر بحثي از هجرت هست فاطمه زهرا جزو مهاجرات بود که از مکه به مدينه هجرت کرد. اگر راجع به صبر آياتي است در قرآن الگو و مجسمه صبر زهرا بود. به قول شاعر مي گويد که آن قدر مصيبت بر من ريخت که اگر بر روز ريخته شده بود آن روز از غصه شب مي شد. اگر آياتي در رابطه با توجه به ديگران در قرآن است فاطمه زهرا از سر شب تا صبح اول به ديگران دعا مي کرد، امام حسن مجتبي (ع) گفت مادر يک دعا هم براي خودت بفرما، فرمود «الجار ثم الدار» اول همسايه بعد خودمان. ديگران مقدمند. اگر آياتي راجع به تربيت اولاد هست فاطمه زهرا اولادهايي که تربيت کرد پسرش حسن و حسين بود دخترش زينب کبري اگر آياتي در قرآن براي حجاب و حيا هست فاطمه زهرا حتي درخواست کرد که من نمي خواهم بدن من را حتي بعد از مرگم کسي ببيند و لذا زنها و مردها را روي تخته مي گذاشتند تخته صاف يک نفر آمد تابوت درست کرد که يک ديواري هم داشته باشد گفت: من در فلان منطقه تابوت اين رقمي ديدم فاطمه زهرا شاد شد فرمود: اگر من مردم، بدن من را بعد از مرگم نمي خواهم در جلوي چشم مردها باشد.

اگر بحث عبادت هست اينقدر عبادت کرد که زانويش ورم کرد. پاهايش ورم کرد. اگر بحث شهادت هست زهرا (س) هم خودش شهيد است. هم شوهرش شهيد است. هم مادر شهيد است. يعني همسرش شهيد خودش شهيد مادر شهيد. اگر بحث تبليغ هست زهرا (س) بخشي از عمرش را تبليغ مي کرد. جلساتي داشت خانمهاي مدينه مي آمدند از ايشان استفاده علمي مي کردند. اگر بحث همسرداري هست يک تقاضا در عمرش از همسرش نکرد. معطل نکنم هر آيه اي هر کمالي در قرآن هست: فاطمه زهرا برجسته ترين نمونه آن آيه را عمل کرد. پس اگر بگويم زهرا (س) مجسمه قرآن است و قرآن ناطق است، حرف نابجايي را نزده ايم. بينندگان بحث را در تولد اين بي بي گوش مي دهند. همسرداري در قرآن چگونه است در قرآن راجع به همسرداري چند تا جمله داريم.

چون تولد حضرت زهرا را روز زن هم ناميده اند.

۳- زندگي بر اساس عرف پسنديده جامعه

آئين همسرداري: در قرآن اول مي فرمايد که چه مرد، چه زن اين رقمي همسرداري کنيد. «عاشروهن»، عاشروا يعني معاشرت کنيد، زندگي کنيد با خانمتان «عاشروهن بالمعروف» يعني زندگي که مي کنيد به طور معروف زندگي کنيد يعني طوري زندگي کنيد معقول و پسنديده باشد بعضي مرد ها سليقه هاي خاصي دارند، بعضي زنها سليقه هاي خاصي دارند زن وسواسي است. هر چه شوهرش مي گويد اينقدر آب نريز به خدا پاک شد خانم مي گويد به دلم، نچسبيد، اين دلم مي دانيد چيست؟ يعني خدا بيخود مي فرمايد که پاک شد. چون خدا مي فرمايد پاک شد پيغمبر و چهارده معصوم و مراجع تقليد همه مي گويند پاک شد خانم مي گويد همه شما دروغ مي گوييد من مي گويم پاک نشد، وسواسي در مقابل خدا و پيغمبر جبهه مي گيرد همه مي گويند پاک شد او مي گويد پاک نشد اين معروف نيست زندگي بايد معروف باشد باقي زنها چقدر آب مي ريزند باقي مردها چگونه پول خرج مي کنند. اگر مرد، مردان ديگر براي خانمشان چگونه هديه مي خرند. شما هم مثل بقيه هديه بخر، کاري نکنيد که مثلا من آخوندم بايد طوري زندگي کنم در خانه که اگر خواستگاري، آخوندي آمد، طلبه اي آمد دختر مرا بگيرد خانمم نگويد بر پدرم لعنت دخترم را به آخوند بدهم يعني طوري زندگي کنم که ديگر همسر من از آخوند متنفر شود دخترم هم بگويد من ديگر زن طلبه نمي شوم.

پيداست طوري زندگي کردم که معروف نبوده است اينها “آه” به دلشان مانده و لذا حديث داريم مي فرمايد: مردها خودشان را آرايش کنند مرد مي آيد در خانه بوي پي مي دهد حالا عيبي ندارد آدم قصاب باشد ولي وقتي مي آيي در خانه، خودت را بشور. اصلاً مرد يک قيافه اي در خانه مي آيد که اين زن حديث داريم که زن اگر در کوچه راه مي رود يک مرد خوش عطري از بغل او رد شد بوي آن مرد را شنيد، خوش به حال زن ها چه شوهر هايي دارند ما با چه کسي زندگي مي کنيم حديث داريم مردي که به خودش نرسد زنش فاسد مي شود حديث هست، اين که مي گويم از خودم نيست. مردي اگر به خودش نرسد زنش فاسد مي شود يعني بستري را فراهم کرده که زن فاسد شود بچه هم همينطور است اگر پدر و مادر به بچه نرسد بچه فاسد مي شود اگر خود پدر و مادر گاهي با بچه اش نروند يک باغي باغچه اي، پارکي، يک جايي مهماني بروند حالا در مغازه ها يک بستني بخورند آه اين بستني در دل اين بچه مي ماند مي گويد: خدايا همه پدر ها پدرند اين هم پدر يک بار ما را نبرديک بستني براي ما بخرد اين بچه شما با يک بستني گول مي خورد. چرا آب را روي آهک مي ريزند مي ترکد؟ چون اين آهک از بس خشک شده تا آب به آن رسيد متلاشي مي شود خانواده هاي خشک، اگر ديد يک مرد معطري از بغلش گذشت اين خانم متلاشي مي شود اگر ديد باقي پدر ها به بچه هايشان محبت مي کنند اين نمي تواند محبت بکند اين بچه متلاشي مي شود اگر مي خواهيد زندگيتان معروف باشد، معروف باشيد.

۴- آداب و رسوم و عرف جامعه در چارچوب دين

«عاشروهن بالمعروف» يعني فرهنگ عمومي را بايد، البته فرهنگ عمومي صحيح باشد يک وقت ممکن است فرهنگ عمومي همه اشتباه باشد مي گويد: خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو. اين غلط است يک وقت در عروسي همه نماز نمي خوانند بگوييم نه قرائتي در تلويزيون گفت: فرهنگ عمومي را بايد رعايت کنيم پس من هم نمازم را بجا بله، نه، اينجا فرهنگ عمومي که با قرآن و حديث با کلمات اهل بيت (ع) منافات نداشته باشد بايد مراعات کنيم زندگي بايد معروف باشد.چند تا سکه حالا يک مردي يک وقت تقوايش گل مي کند مي گويد نه من دخترم را با پنج عدد سکه با يک سکه! اکنون ديگر يک سکه معروف نيست از آن طرف من هم بايد يک مهري بگيرم که رکورد را بشکنم، معروف نيست ما کارمان بايد عرفي باشد ممکن است شما يک کاري انجام دهيد رکورد را بشکنيد اما رکورد شکستن، يکي از وظايف ما رکورد شکستن نيست زماني يک دوستي داشتيم گفت من مي خواهم کاري بکنم رکورد را بشکنم گفتم:

حالا اين وظيفه شرعي شماست؟

اگر بناست رکورد بشکنيم برويم هندوستان مرتاضاني هستند چهل شبانه روز غذا نمي خورند. اين خيلي مهم است؟ اين همه در قرآن مي فرمايد: «کلوا من الطيبات». بخور، بخور، کلوا. آن شخص به آيات “کلوا” عمل نمي کند اين غلط است ما آدم داريم که رکورد را در خواب شکسته است چهل شبانه روز نمي خوابد! اين خيلي مهم است؟ اين ها مرض است مرض امتياز طلبي، يعني دلش مي خواهد کاري بکند که هيچ کس نکرده است ما وظيفه مان اين است که بنده ي خدا باشيم منتهي در بندگي خدا ممکن است کاري بکنيم که رکورد را بشکنيم مثل امام حسين، امام حسين رکورد شهدا را شکست اما نيتش رکورد شکستن نيست او رفت براي اينکه رژيم بني اميه را بردارد براي حذف بني اميه رفت کربلا بيشترين شهيد راه هم داد بيشترين اسير را هم داد زير سم اسب رفت رکورد شکنجه را امام حسين شکست، اما امام حسين اگر در راه مي رفت که الآن مي گفت: که سلام عليکم ببخشيد يک بلند گو دست گرفت مصاحبه کنيم هدف شما از اينکه به کربلا برويد چيست؟ مي فرمايد: بسم الله الرحمن الرحيم مي روم رکورد بشکنم. اگر رکورد مي خواهد بشکند که قصد قربت نبود ما بايد براي خدا قيام کنيم البته گاهي آدم براي خدا قيام مي کند رکورد هم شکسته مي شود مثل شما در عروسي همه نشسته اند متوجه مي شوي نماز را نخوانده اي فوري بلند شو نماز بخوان گرچه آنجا وقتي نماز مي خواني همه نگاهت مي کنند و رکورد هم مي شکني براي خدا قيام کني رکورد شکست، شکست نشکست، نشکست.